تا نام بزرگ يابد كه نام بزرگ بگفتار و كردار « 1 » بزرگ توان يافت « 2 » چنان كه فرعون لعنه اللّه اگر بدان بزرگى سخن « 3 » نهگفته بودى آفريدگار جل جلاله و تقدست اسماؤه كى « 4 » روايت سخن او كردى ؟ فرعون لعنه اللّه گفت : «
أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى
» « 5 » و تا قيامت اين آيت همى خوانند و نام او همى برند بدان سخن بزرگ كه او گفت .
پس چنين باش كه گفتم كه « 6 » كم همت را نام برنيايد . ديگر توقيع خويش را عزيز دار و بزرگ و بهر خرافاتى « 7 » توقيع مكن مگر بصلتى بزرگ [ يا بولايتى و معاشى بزرگ كه بخشى ] « 8 » ، و چون توقيع كردى الا بعذرى واضح « 9 » توقيع خويش « 10 » باطل « 11 » مكن كه خلاف از همه كس ناپسنديده است خاصه از پادشاه . اينست شرط پيشهء پادشاهى هر چند اين پيشه پيشهاى عزيزست « 12 » من چنان كه شرط كتابست بگفتم و نبشتم . اگر ترا صناعتى ديگر اتفاق افتد چون دهقانى يا از پيشها آنچه بدان ماند « 13 » كه دانى كه شرط هر يكى نگهدارى و هر كارى را « 14 » كه ورزى بايد كه شرط آن كار بجاى آرى تا آن كار تو برونق باشد و ترا نيكويى افزايد « و اللّه الموفق للصواب » .
هامش
( 1 ) - ل « كردار » ندارد
( 2 ) - ل : يافتن
( 3 ) - ن : سخنى
( 4 ) - در اصل : كه ، بقياس ل و ب اصلاح شد ؛ ن : . . . بآفريدگار ما جل جلاله ، كه روايت سخن وى كردى
( 5 ) - قرآن ، سورهء 79 ( نازعات ) آيهء 24
( 6 ) - ل و ن و پ افزوده : پادشاه
( 7 ) - ل و ن و پ :
محقراتى ؛ ب : محقرى
( 8 ) - بقياس ل و ن و ب و پ از نسخهء ل افزوده شد
( 9 ) - در اصل : واضع ، بقياس ل و ن و ب اصلاح شد
( 10 ) - ل و ن و ب افزوده : را
( 11 ) - ل و ن : خلاف
( 12 ) - ل افزوده : بهر كسى نرسد ، ب : و هر كس را نرسد
( 13 ) - ظاهرا كلمهاى مثل « بايد » از قلم افتاده است ، ل : ازين پيشهاى بازار آنچه دانى
( 14 ) - ل و ن و پ « را » ندارد