فرو نتواند آمدن و نيم شب از بستر ببستر چرا گردد ؟ تا چنين حادثهاى نيفتد « 1 » .
و آن رسول را از آگه بودن خويش از حال ايشان خبر داد . پس چنان بايد كه از احوال پادشاهان عالم خبر دارى و بر ولايت خويش و حال لشكر و رعيت خويش نيز بايد كه واقف باشى « 2 » كه اگر حال شهر خويش ندانى حال شهر بيگانگان كمتر دانى « 2 » .
[ « 3 » حكايت چنان كه اى پسر در روزگار خال تو سلطان مودود بن مسعود رحمه اللّه من بغزنين آمدم . مرا سخت اعزاز و اكرام كرد و چون چندگاهى برآمد مرا بديد و بيازمود ، منادمت خاص خويش داد و نديم خاص آن باشد كه هر روز از مجلس او غايب نباشد ، پس مرا پيوسته بطعام و شراب بايستى بودن « 4 » اگر نديمان ديگر بودندى و اگر نه . روزى بامداد پگاه صبوح كرده بود همچنان اندر ميان نبيد لشكر را بار داد . خلق اندر آمدند « 5 » و خدمت كردند و بازگشتند ، خواجهء بزرگ عبد الرزاق احمد بن حسن خجندى « 6 » الميمندى رحمه اللّه وزير بود ، خواجه را [ به ] « 7 » نبيد باز گرفت « 8 » . چون زمانى بود مشرف درگاه درآمد و ملطفه « 9 » [ اى ] على بن رفيع الخادم را داد ، او بسلطان داد ، سلطان نبيد همىخورد و ملطفه « 9 » همى - خواند . روى سوى خواجه كرد و گفت : اين منهى را پانصد چوب ادب كنند تا ديگر باره انهاء « 10 » بشرح كند . اندرين خط نبشته است كه : دوش بغزنين به دوازده هزار خانه سماق واپخته [ اند ] « 11 » ، چون من ندانم كه اين خانهء كه « 12 » بود و بكدام كوى و
هامش
( 1 ) - در نسخهء اساس و ن : نيفتد ؛ ل : نيفتد ؛ ب : بيفتد ، ضبط نسخهء اساس مفيد معنى است ولى بقياس بقيهء اجزاى جمله « بيفتد » نيز مناسب است .
( 2 - 2 ) ، ن : ندارد
( 3 ) - اين حكايت در نسخهء اساس مذكور نيست ولى در نسخههاى ل و ن و ب و پ آمده ازينرو از نسخهء ل نقل مىشود . اين حكايت در چاپ هدايت نيز وجود ندارد
( 4 ) - ن : بود
( 5 ) - ن : درآمدند
( 6 ) - چنين است ب ؛ ن و پ : عبد الرزاق بن حسن ؛ رك . تعليقات
( 7 ) - بقياس ب افزوده شد
( 8 ) - قسمت اخير در نسخهء ن چنين است : خواجه . . . اندر آمد وزير او بود او را نيز باز گرفت
( 9 ) - ب و پ : ملاطفه
( 10 ) - ل : منهى ؛ ن و پ : انها ؛ ب : انهى ؛ بقياس ن و معنى جمله اصلاح شد .
( 11 ) - بقياس ب افزوده شد ، نسخهء ن سماق يافتهاند
( 12 ) - اين كلمه را « كى » نيز مىتوان خواند