تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
از شراب پادشاهى مست نگردى ، بشش خصلت اندر « 1 » تقصير مكن ، « 2 » نگاه دار : هيبت و داد و دهش و حفاظ و آهستگى و راست گفتن كه اگر پادشاه ازين شش خصلت از يكى دور شود نزديك شود بمستى « 3 » و هر پادشاهى كه از مستى « 4 » پادشاهى مست شود هشيارى او اندر « 5 » رفتن پادشاهى باشد . و اندر پادشاهى غافل مباش از آگاه بودن از احوال ملوك عالم ، چنان بايد كه هيچ پادشاهى نفسى نزند كه نه تو بر ان مطلع باشى كه من از امير ماضى پدرم رحمه اللّه چنان شنودم : فصل كه فخر الدوله از برادر خويش عضد الدوله بگريخت و هيچ جاى مقام نتوانست كردن ، بدرگاه جدّ من قابوس بن وشمگير رحمه اللّه آمد بزينهار و جدّ من ويرا امان داد و بپذيرفت و بجاى او بسيارى « 6 » نيكويى كرد و عمهء مرا بوى داد و اندران نكاح از حد گذشته خرمى كردند از انچه « 7 » جدّهء من [ خالهء ] « 8 » فخر الدوله بود . « 9 » و عضد الدوله رسولى فرستاد بنزديك شمس المعالى ، رسول آمد و نامه بداد و اندر تحميل گفت « 10 » : عضد الدوله بسيار سلام همىگويد « 11 » و مىگويد كه : برادرم امير - على آنجا آمده است ، دانى كه ميان ما دوستى و برادريست و خانهء هر دو يكيست و اين برادر من دشمن منست بايد كه ويرا بگيرى و بنزديك من فرستى تا من بمكافات اين هر ناحيتى كه نام‌زد كنى از ولايت خويش به تو دهم و دوستى ما مؤكد شود . پس اگر نخواهى كه اين بدنامى بر خويشتن نهى هم آنجا ويرا زهر دهى تا غرض ما حاصل آيد و بدنامى بر تو نباشد و آن ناحيت كه تو خواهى ترا نيز حاصل آيد . امير شمس المعالى گفت : اى سبحان اللّه العظيم ! چه واجب كند چنان محتشمى را با چون -
هامش
( 1 ) - ل : در ( 2 ) - ن و پ افزوده : و ( 3 ) - ل و ن و ب افزوده : پادشاهى ( 4 ) - ل و ن و ب « مستى » ندارد ( 5 ) - ن : در ( 6 ) - ل و ن و پ : بسيار ( 7 ) - ن : از انكه ( 8 ) - بقياس ل و ن و ب و پ افزوده شد و با توجه به كلمهء جده ( 9 ) - ل و ن و ب و پ افزوده : و پدر من و فخر الدوله هر دو دختر زادهء حسن فيروزان بودند ( 10 ) - ن : و در تحميد نامه گفته بود كه ( 11 ) - ل : مىدهد ؛ ن : ميفرستد ؛ ب : همىكند