ناگفته نيز يله نمىتوانم كرد « 1 » . چون از هر نوعى طرفى گفتم اگر به گوش دل « 2 » بشنوى ترا از انجا استخراجها اوفتد كه از چراغى فراوان چراغها بتوان افروختن .
و اگر چنان كه خداى تعالى بر تو رحمت كند و از درجهء كاتبى بوزارت رسى شرط وزارت بدان كه چگونه است « 3 » و ويرا . « 3 »
هامش
( 1 ) - ل : كردن ؛ ل و ن افزوده : پس از هر بابى سخنى چند كه به كار همىآيد ( ن : به كار آيد ) همىگويم ( ن : بگوييم ) تا ترا معلوم شود
( 2 ) - در اصل : به گوش و دل ، بقياس ل و ن و ب و پ اصلاح شد
( 3 - 3 ) ، چنين است در نسخهء اساس ؛ ل و ب : ندارد ؛ ن : كه شريفترين بابى و علمى اينست