باب سى و نهم در آداب و آيين دبيرى و شرط كاتب
اگر دبير باشى و خط نيكو دارى [ بايد كه ] « 1 » بر سخن قادر باشى و تجاوز كردن در خط به عادت كنى « 2 » و بسيار نبشتن نيز عادت كنى تا ماهرتر باشى بر نبشتن .
حكايت از انچه « 3 » شنيدم كه صاحب اسماعيل عباد روز شنبدى در ديوان چيزى مىنبشت . روى سوى كاتبان كرد و گفت : هر روز شنبدى من در كاتبى خود نقصان همى - بينم از انچه « 4 » روز آدينه بديوان نيامده باشم و چيزى نهنبشته باشم آن يك روز تقصير در من تأثير كند . پس پيوسته به چيزى نبشتن مشغول باش بخطى گشاده و مبين « 5 » و سر بر بالا و سخن درهم بافته و در نامه بايد كه بسيار غرض و معانى در اندك مايه سخن به كار برى چنان كه شاعر گويد :
شعر
نكتهاى بود « 6 » از دهان دهر بيرون آمده * نامهاى بود از معانى در حديث مختصر
« 7 » ( 76 پ )
هامش
( 1 ) - بقياس ل و ن و ب و پ افزوده شد ، در اصل : و
( 2 ) - چنين است پ ؛ ب : دارى ؛ ل : در عبارت عادت نكنى ؛ ن : نكنى
( 3 ) - ن : از بهر آنكه ؛ پ ؛ از انكه
( 4 ) - بمعنى از انكه
( 5 ) - ن و ب و پ : متين ؛ ل : مبين ( بضم اول و تشديد و فتح سوم )
( 6 ) - ن : نكتهء بين
( 7 ) - ن : نامهاى خوان پر معانى در مؤنت مختصر