باب سى و هشتم در « 1 » آداب نديمى پادشاه
و اگر پادشاه ترا نديمى خويش فرمايد اگر آلت منادمت پادشاه ندارى مپذير كه هر كه نديمى پادشاه كند چند خصلت اندر وى ببايد كه بود چنان كه اگر در مجلس آن خداوند را از جلوس او زينتى « 2 » نهبود شينى نهبود . اول بايد كه هر پنج حواس وى بفرمان وى بود و نيز بايد كه لقائى دارد كه مردمان را از ديدن وى كراهيتى نهباشد تا اين ولى نعمت از ديدن وى ملول نشود . بايد كه اين كس دبيرى داند تازى و پارسى تا اگر وقتى بخلوت اندر ملك را بدبيرى حاجت بود به خواندن يا نبشتن و دبير حاضر نهبود اين پادشاه ترا « 3 » خواندن فرمايد [ يا ] « 4 » نبشتن ، عاجز نباشى . ديگر بايد كه اگر نديم شاعر نهباشد در شعر بداند « 5 » ، نيك و بد نظم بر وى پوشيده نباشد و اشعار تازى و پارسى بسيار داند تا اگر اين خداوند را بگاه و بيگاه ببيتى حاجت افتد شاعرى را « 6 » طلب نبايد كرد « 7 » يا خود بگويد يا
هامش
( 1 ) - ل و ن : اندر
( 2 ) - ل : زينى
( 3 ) - ل و ن و ب و پ افزوده : نامه
( 4 ) - بقياس ل و ن و ب و پ افزوده شد
( 5 ) - ل افزوده : كه
( 6 ) - ل : « را » ندارد
( 7 ) - ل و ن : كردن