صلوات اللّه عليه گفته است : « خير الناس من ينفع الناس « 1 » . » و خدمت مهترى كه بغايت بدولت رسيده باشد مجوى كه بفرود آمدن نزديك بود و گرد دولت پير شده مگرد كه [ پير را ] « 2 » اگر چه هنوز عمر مانده باشد آخر مردمان او را بمرگ نزديكتر « 3 » خوانند و نيز كم پيرى بود كه روزگار پيرى با وى وفا كند . و اگر خواهى كه در خدمت پادشاه ( 74 پ ) بر جاى بمانى چنان باش كه عباس رضى اللّه عنه عمّ پيغامبر ما صلى اللّه عليه و سلم پسر خويش عبد اللّه را رضى اللّه عنه گفت : بدان اى پسر كه اين مرد يعنى امير المؤمنين عمر رضى اللّه عنه ترا « 4 » پيش خويش بشغل « 4 » كرد و از همه خلق بر تو اعتماد كرد اكنون اگر خواهى كه دشمنان تو بر تو چيره نگردند پنج خصلت نگاه دار تا هميشه ايمن باشى : اول بايد كه هرگز از تو دروغ نشنود ، و دوم پيش او كس را عيب مجوى ، سوم با وى به هيچ چيز خيانت مكن ، و چهارم فرمان او را خلاف [ مكن ] « 5 » و پنجم راز او با هيچ كس مگوى كه از مخلوق پرستيدن مقصود خويش بدين پنج خصلت حاصل توانى كرد . و ديگر هرگز تا بتوانى اندر خدمت ولى نعمت خويش تقصير مكن پس اگر تقصير كنى خويشتن را بمقصرى به دو منما « 6 » [ و اندر ان تقصير خود را نادانى ساز بدين گونه خود را به دو نماى ] « 7 » تا نداند كه تو قصد « 8 » كردهاى و آن تقصير خدمت از تو بنادانى برگيرد نه ببىادبى و نافرمانى كه نادانى از تو بگناه نهگيرند و بىادبى و نافرمانى بگناه شمرند . ديگر پيوسته به خدمت مشغول باش بىآنكه بفرمايد هر چه كسى ديگر خواهد كرد « 9 » بكوش كه تا تو كنى ، چنان بايد كه هر گه ترا طلبد « 10 » در خدمت از ان خويش يابد « 11 » ،
هامش
( 1 ) - ل افزوده : و شر الناس من يضر الناس
( 2 ) - بقياس ل و ب و پ افزوده شد
( 3 ) - ل و ب افزوده : از جوانان ؛ چنين است ن و پ
( 4 - 4 ) ، ل : پيشواى شغل خويش ؛ ن و ب و پ : پيش شغل خويش
( 5 ) - بقياس ل و ن و ب و پ افزوده شد
( 6 ) - ن و ب : نماى
( 7 ) - بقياس ل و ن از نسخهء ل افزوده شد
( 8 ) - ل : به قصد ؛ ن : تو به دو قصدى
( 9 ) - ل و ن : كردن
( 10 ) - ن : بوينند
( 11 ) - در اصل : بايد ، شايد چنين بوده است : يابد ، بايد ؛ ن : در خدمتى بوينند از آن خويش ؛ ل : در خدمتى از ان خويش بيند