تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
مادام بدرگاه حاضر باشى چنان كه هر كه را « 1 » طلب كند ترا يابد زيرا كه همت ملكانه « 2 » پيوسته آنست كه دايم در آزمايش كهتران خويش باشند ، ترا چون يك راه و دو راه بجويد هر بارى در خدمتى يابد ، مقيم بدرگاه خويش بيند ، به كارهاى بزرگ بر تو اعتماد كند چنان كه قمرى گرگانى گويد :
پيش تو ما را سخن گفتن خطر كردن بود * بخطر كردن بر آرند از بن دريا گهر « 3 »
و تا رنج كهترى بر خويشتن ننهى بآسايش مهترى نه‌رسى كه برگ نيل « 4 » تا پوسيده نشود نيل « 5 » نشود و آفريدگار پادشاه را چنان آفريده است كه همه را بيند كه بوى حاجتمندند . و خود را بحسد بپادشاه منماى كه اگر بعد از ان سخن كسى محسود پيش او بگويى نشنود و از جملهء حسد شمرد اگر چه راست بود . و هميشه از خشم پادشاه ترسان باش كه دو چيز را هرگز خوار نه‌توان داشتن « 6 » : يكى خشم پادشاه و ديگر پند حكيمان كه هر كه اين ( 75 ر ) دو چيز را خوار دارد خوار گردد . اينست شرط حاشيت پادشاهان ، پس اگر چنان كه « 7 » تو ازين درجه برگذرى و پايگاه بزرگتر يا بى و بنديمى پادشاه افتى بايد كه شرط نديمى پادشاه ترا معلوم گردد و اللّه اعلم .
هامش
( 1 ) - ل و ن : هر كرا ( 2 ) - ل : ملوكان ؛ ن : ملوك ؛ در اصل نخست « ملكان » بوده كه بقلم خود كاتب « ملكانه » شده است ( 3 ) - در چاپ آقاى نفيسى بنقل از چاپ هدايت چنين است :بىخطر كردن بر آيدكى ازين دريا گهر( 4 ) - ل : بيد ( 5 ) - ل و ب : نيك ( 6 ) - ل : داشت ( 7 ) - ن و پ : چنان بود كه