تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨

باب سى و هفتم در « 1 » خدمت كردن پادشاه

اگر اتفاق افتد كه از جملهء حاشيه باشى و به خدمت پادشاه پيوندى هر چند كه پادشاه ترا به خود ( 73 پ ) نزديك كند تو بدان غرّه مشو ، از نزديكى وى گريزان باش اما از خدمت گريزان مباش كه از نزديكى پادشاه دورى خيزد و از خدمت پادشاه نزديكى . و اگر ترا از خويشتن ايمن دارد آن روز ناايمن « 2 » باش كه از هر كه فربه شوى نزار گشتن هم از وى بود . و هر چند عزيز باشى از خويشتن شناسى غافل مباش و سخن جز بر مراد خداوند مگوى و با وى لجاج مكن كه هر كه با خداوند خويش لجاج كند پيش از اجل بميرد كه با درفش مشت زدن احمقى بود . و خداوند خويش را جز بنيكى كردن راه منماى تا با تو نيكى كند كه چون بد آموزى با تو جز بدى نكند . حكايت چنان كه بروزگار فضلون « 3 » كه پادشاه گنجه بود « 4 » ، ديلمى بود محتشم كه مشير او بود ، پس هر كسى كه گناهى بكردى « 5 » كه بند و زندان واجب شدى
هامش
( 1 ) - ن : اندر ( 2 ) - ل و ن و ب و پ افزوده : تر ( 3 ) - ل و ن و پ افزوده : سامان ، حدس آقاى سعيد نفيسى : مملان ( 4 ) - در اصل افزوده : و ، بقياس ل و ن و ب و پ حذف شد ( 5 ) - ل و ن و ب افزوده : از محتشمان مملكت