تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
فصل آنچه شرط احكامست لختى گفتم اكنون اگر چنان كه مهندس باشى و مّاح در حساب قادر باش ، زينهار كه يك ساعت بىتكرار حساب نباشى كه علم حساب علم « 1 » وحشى است . پس اگر زمينى پيمايى نخست بايد كه زوايا بشناسى و شكلهاى مختلف الاضلاع را خوار نگيرى و نگويى كه اين را بر يك مساحت بكنم و باقى بتخمين كه حساب مساحت تفاوت بسيار آورد و جهد كن تا زوايا را نيك بشناسى كه استاد من رحمه اللّه پيوسته مرا گفتى : هان اى فلان تا از زوايا غافل نباشى در حساب مساحت كه بسيار ذوات الاضلاع بود كه در وى زاويهء قوسى « 2 » بحاده ماند « 2 » برين مثال : ( ) « 3 » يا برين مثال : ( ) « 4 » و بسيار حادّه باشد كه بمنفرجه ماند و اينجا بسيار تفاوت افتد . و اگر شكلى بود كه بر تو مشكل شود و معلوم تو نگردد مساحت او بتخمين مكن ، همه را مثلث كن يا مربع ، كه هيچ شكلى نه‌بود كه برين گونه نتوان كردن و آن وقت هر يكى را بپيماى كه راست آيد . و اگر همچنين درين باب همى « 5 » گويم بسيار توان گفت « 6 » اما كتاب از حال خود بگردد و اين قدر كه گفتم ناگزير « 7 » بود از انچه « 8 » سخن نجومى گفتم خواستم كه درين باب سخنى بگويم تا نبذها « 9 » از هر چيزى تمام بود تا باشد كه بيكى كار كند و رغبت نمايد .
هامش
( 1 ) - ل و ن و ب : علمى ( 2 - 2 ) ، ن : بود ( 3 ) - ل : ( ) ؛ ن : ( ) ( 4 ) - ل : ( ) ؛ ن : ( ) ( 5 ) - ل و ن : سخن ( 6 ) - ل : گفتن ( 7 ) - در اصل : تا كزين ؛ بقياس ل و ن و ب اصلاح شد ( 8 ) - ن : از انكه ( 9 ) - در اصل : نمدها ، نيز شايد : پندها