تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
كنى « 1 » از سهو و از خطا تا غلطى نيفتد . و چون اين همه احتياط كرده باشى بايد كه ترا اعتقاد بود كه هر حكمى كه من كردم چنان خواهد بودن « 2 » ، اگر « 3 » بر آن قول معتقد نباشى هيچ اصابت « 4 » نيفتد . و در مسأله‌اى كه پرسند ضميرى هر چه گويى توان گفت چنان كه بيشتر حكم تو راست آيد اما حديث « 5 » مولدها « 6 » ، من از استاد خويش چنان شنودم كه مولد « 7 » مردم نه آنست بحقيقت كه از مادر جدا شود كه مولد « 8 » اصلى طالع زرعست ، وقت مسقط النطفه ، آن طالع كه آب مرد اندر رحم زن افتد و قبول كند آن طالع مولد « 9 » اصليست ، نيك و بد همه بدان پيوسته است . اما آن ساعت كه از مادر جدا شود آن طالع را تحويل كبرى خوانند و تحويل سال كه بيوفتد آن را تحويل وسطى خوانند و تحويل شهور را تحويل صغرى و بر سر « 10 » مردم آن گذرد كه در طالع مسقط النطفه بود و دليل خبر رسول عليه السلام : « السعيد من سعد فى بطن امّه و الشقى من شقى فى بطن امه » و سيد عالم عليه السلام اين سخن ازين گفته است كه من ترا گفتم . اما ترا در طالع زرع سخن نيست كه نه‌بپاى « 11 » چون تويى بافته‌اند اما اين ( 70 پ ) كه از طالع تحويل كبرى بجويى طريق استادان گذشته نگاه دار اندر هر حكمى كه كنى چنان كه پيش ازين فرمودم . و اگر مسأله‌اى وقتى پرسند اول بطالع وقت نگر و به صاحب طالع و پس بقمر و برج قمر و خداوندش « 12 » و بدان كواكب [ كه قمر به دو خواهد پيوست و بدان كوكب ] « 13 » كه قمر ازو باز گشته بود « 14 » و بدان كوكب كه در طالع يا بى يا در وتدى و اگر در وتدى بيش از كوكب « 15 » يا بى بنگر كه مستولى كيست و شهادت بيشتر كراست سخن از ان كوكب گوى تا مصيب باشى .
هامش
( 1 ) - ل و ن : كن ( 2 ) - ل و ن : بود ( 3 ) - در اصل : كه ، بقياس ل و ن و ب اصلاح شد ( 4 ) - در اصل : امانت ، بقياس ل و ن و ب اصلاح شد ( 5 ) - ل و ن : بحديث ( 6 ) - ن : مولود ( 7 ) - ل و ن و ب : مولود ( 8 ) - ل و ب : مولود ؛ ن : ندارد ( 9 ) - ل و ن و ب : مولود ( 10 ) - ل : و اندر شكم ( 11 ) - ن : به بالاى ؛ ب : بفكر ؛ ل : بپاى ( 12 ) ، ل : ندارد ( 13 ) - بقياس ن و ب افزوده شد ( 14 ) ، ل : ندارد ( 15 ) - ل و ن و ب : كوكبى