باب سى و پنجم در آيين و رسم شاعرى
و اگر شاعر باشى جهد كن تا سخن تو سهل ممتنع باشد . بپرهيز از سخن [ غامض ] « 1 » و چيزى كه تو دانى و ديگران را بشرح آن حاجت آيد مگوى كه « 2 » شعر از بهر مردمان گويند نه از بهر خويش . و به وزن [ و ] « 3 » قافيهء ( 71 ر ) تهى قناعت مكن ، بىصناعتى و ترتيبى « 4 » شعر مگوى كه شعر راست ناخوش بود ، علحى « 5 » بايد كه [ بود ] « 6 » اندر شعر و اندر زخمه و اندر صوت مردم تاخوش « 7 » آيد ، با « 8 » صناعتى برسم شعر ا چون : مجانس و مطابق و متضاد و متشاكل و متشابه و مستعار و مكرّر و مردّف و مزدوج و موازنه و مضمر و مسلسل « 9 » و مسجّع « 10 » و ملوّن و مستوى و موّشح و موصّل و مقطّع « 10 » و مخلّع و مسمّط و مستحيل و ذوقافيتين « 11 » و نجر « 12 » و مقلوب و مانند اين . امّا اگر خواهى كه سخن تو عالى نمايد بيشتر مستعارگوى و استعارت بر ممكنات گوى
هامش
( 1 ) - بقياس ل و ن و ب افزوده شد
( 2 ) - ل و ن و ب : كه اين
( 3 ) - بقياس ل و ن و ب افزوده شد
( 4 ) - در نسخهء اساس نقطه ندارد ؛ ل و ن و ب : ترتيبى ؛ حدس آقاى دكتر فياض ، شايد :
تزيينى
( 5 ) - ل : غلغلى ؛ ن : صنعت و چربك ؛ ب : حالتى ؛ رك . تعليقات ؛ شايد : غنجى
( 6 ) - بقياس ل و ن و ب افزوده شد
( 7 ) - در اصل : ناخوش ، بقياس ل اصلاح شد ؛ ن و ب :
ناخوش
( 8 ) - در اصل : با ؛ ن : با ؛ ب : بى
( 9 ) - ل : ندارد
( 10 - 10 ) ، ل :
ندارد
( 11 ) - ل و ن : قافتين
( 12 ) - ن : رجز ؛ ل و ب : ندارد ؛ رك . تعليقات