فصل پس چون مجسه « 1 » معلوم كردى اندر قاروره نگاه كن ، اگر [ آبى سپيد بينى و نه روشن مرد از غمى بيمار بود و اگر ] « 2 » اين سپيد و روشن بود علت از باد « 3 » دژم نبام « 3 » بود و رطوبت و ناگوارد و اگر چون آب روشن بود از كراهيتى « 4 » بود . و اگر پر خون آب و گونهء ترنج بود و اندر وى ذره ذره باشد بيمارى از شكم « 5 » بود . و اگر آب چون روغن بينى و اگر در بن قاروره خلط « 6 » بيند « 7 » علتى قريب عهد بود . و اگر برنگ زعفران باشد بدانكه او را تب و صفراست و خون نيز با صفرا يار باشد . اگر بر سر آب زردى باشد و بن آب سيهبام « 8 » باشد علت از گش سبز « 9 » بود دارو مكن . و اگر بر سر آب سياهى بينى همچنين ، و اگر « 10 » قاروره بزردى زند يا بسبزى رود « 11 » به باشد « 12 » . و اگر بيمار هذيان گويد و آب سرخى سياه بام « 8 » باشد گش سپاه با خون آميخته بود و لهب وى بر سر رفته بود ، از وى محترز باش . و اگر سياه بينى و بر سر وى « 13 » چون خونى ايستاده ، بيش بر سر آن بيمار مرو .
و اگر سياه بود « 13 » و اندرو مانند سبوس چيزى پيدا بود يا بر سر وى چون خونى ايستاده بود آن را بدرود كن . و اگر آب زرد بود [ و اندر وى چيزى نمايد چون آفتاب لامع يا زردى سرخ فام بود ، غلبهء خون بود ، فصد فرماى كه زود به شود و اگر زرد بود ] « 14 » و اندر وى خطهاى سرخ ، بخدايش تسليم كن . و اگر « 15 » زرد بود و اندر وى خطهاى سپيد ، بيمارى دير بكشد و اگر سبز رنگ باشد علت از سپرز بود و اگر سبز و سياه بينى بيشش باز نه « 16 » و اگر سبز و سپيد باشد و اندر وى چيزى
هامش
( 1 ) - ل و ن : مجس
( 2 ) - بقياس ل و ن و ب از نسخهء ل افزوده شد
( 3 - 3 ) ، ل و ب : بادخام ؛ ن : حام باد ؛ مفهوم اين دو كلمه روشن نشد
( 4 ) - ل و ن و ب افزوده : بيمار
( 5 ) - ل و ن و ب : شكم رفتن
( 6 ) - ل و ن و ب : خطى
( 7 ) - در اصل : بيند ؛ ل و ن و ب : بينى
( 8 ) - ل و ن : فام ؛ در نسخهء ب نيز « بام » آمده است
( 9 ) - ل : از سپرز
( 10 ) - ل و ب افزوده : بن ؛ ن : تك
( 11 ) - ل و ن و ب : زود
( 12 ) - ل : شود ؛ ن : گردد
( 13 - 13 ) ، ل : ندارد
( 14 ) - بقياس ل و ن و ب از نسخهء ل افزوده شد
( 15 ) - ل و ن و ب افزوده : آب
( 16 ) - ل و ب : باز نهبينى ؛ ن : تازه بينى ؛ شايد ضبط نسخهء ل درست باشد