بيمارى شكل بود يا سبب بيمارى تقعير و تجويف « 1 » و اين بر هفت قسمست : يا بسبب خشونت باشد و اين به دو قسمت باشد « 2 » يا سبب ملاست باشد و اين بر دو قسمت باشد « 3 » .
و سبب بيماريها [ ى ] وضع و بيماريها [ ى ] عدد هر يك دو نوع است « 4 » . و مرض بر سه قسمت [ است ] « 5 » : بيماريهاى اعضاى متشابه « 6 » و بيماريهاى اعضاى آلى و تفرق الاتصال كه آن را مرض مشترك گويند اندر اعضاهاى متشابه « 7 » اوفتد و هم اندر اعضاى آلى .
« 8 » و بيماريها [ ى ] اعضاى آلى « 8 » و بيماريهاى اعضاى متشابه « 9 » بر هشت قسمست « 10 » چهار فرد :
گرم و سرد و تر و خشك و چهار مركب : گرم و تر ، و گرم [ و ] « 11 » خشك ، سرد و تر ، و سرد و خشك . و بيماريهاى اعضاى « 12 » آلى چهار نوعست : بيماريها [ يى ] « 13 » كه اندر خلقت اوفتد [ و اندر مقدار و اندر وضع و اندر عدد و بيماريهاى خلقت ] « 14 » چهار قسمست « 15 » آنكه اندر شكل افتد و آنكه اندر تقعير « 16 » و آنكه بر طريق خشونت اوفتد و آنكه بر طريق ملاست « 17 » . و بيماريهاى مقدار بر دو گونه بود : آنكه از طريق زيادت اوفتد و آنكه از طريق نقصان . و بيماريهاى وضع هم بر دو گونه است : يا عضو از جايگاه خويش زايل شود يا پيوند با ديگر اعضا بفساد آرد . بيماريها [ ى ] « 18 » عدد هم بر دو گونه است : يا بر طريق زيادت بود يا بر طريق نقصان . و تفرق الاتصال يا اندر « 19 » اعضاى متشابه « 20 » افتد يا اندر « 19 » اعضاى آلى يا اندر « 19 » هر دو . عرض بر سه قسمست يا عرضهايى
هامش
( 1 ) - ل : تخويف
( 2 - 4 ) ، ل : و سبب بيماريهاى مقدار سه نوع است و سبب تفرق الاتصال چهار نوع است
( 3 ) - ن افزوده : و سبب بيماريهاى مقدار بر سه نوعست ؛ شايد اين جمله در متن كم است زيرا كمى بالاتر « بيماريهاى مقدار » هم آمده بود
( 4 ) - ن افزوده : تفرق الاتصال چهار نوعست
( 5 ) - بقياس ل و ن افزوده شد
( 6 ) - ل : متشابهه
( 7 ) - ل : اعضاى متشابهه
( 8 - 8 ) ، ل و ن : ندارد
( 9 ) - ل : اعضاهاى متشابهه
( 10 ) - بقياس ل اصلاح شد ، در اصل : قسمت ؛ ن : قسمت است
( 11 ) - بقياس ل و ن افزوده شد
( 12 ) - ل : اعضاهاى
( 13 ) - بقياس ل و ن افزوده شد
( 14 ) - بقياس ل افزوده شد ؛ ن نيز چنين است
( 15 ) - در اصل : چهار قسمت ؛ بقياس ل اصلاح شد ؛ ن : قسمت است
( 16 ) - ن : سقعه
( 17 ) - ل و ب : ملامست
( 18 ) - بقياس ل و ن افزوده شد
( 19 ) - ن :
در
( 20 ) - ل : متشابهه