و چهار مركب . يا نزديكتر از امزجه است چون اخلاط و عددش چهارست : چون صفرا و سودا و بلغم و خون ، يا نزديكتر از اخلاط چون اعضا و عددش بر يك وجه چهارست و بر يك وجه دو . و معنى اين سخن كه گفتم آنست كه تركيب اعضا از اخلاطست و تركيب اخلاط از مزاج و تركيب مزاج از استقصات ، و استقصات بزرگترين « 1 » مادتى است « 2 » مرتن مردم را و اخلاط نزديكترين مادتى است « 2 » . اما آنچه از جنس صورت است بر سه قسمست : قويست و افعال و ارواح ، و قوى بر سه قسمست : نفسانى و حيوانى و طبيعى .
و نفسانى قوتست و حس و اين بر پنج قسمست : بصر و سمع و شم و ذوق و لمس ، و قوت و « 3 » حركت و عدد و اقسام وى بر حسب عدد و « 4 » اقسام اعضائى است كه آن را حركت است و قوت سياست است و اين بر سه قسم است : ( 67 ر ) تخيل و فكر و ذكر . و حيوانى بر دو قسمست : فاعل و منفعل ، و طبيعى بر سه قسمست : مولده و مربيّه « 5 » و غاذيه . و افعال بر عدد قويست : نفسانى و حيوانى و طبيعى ، از بهر آن را كه « 6 » قوت مبدأ فعل است و فعل تأثير قوت است و چون برين جمله باشد عدد افعال راست بر عدد قوى باشد .
و ارواح بر سه قسمست : نفسانى و حيوانى و طبيعى از بهر آن را كه روح خادم قوتست « 7 » چون برين جمله باشد عدد وى راست بر عدد قوى باشد . و آنچه توابعست مر چيزها را كه قوام و ثبات « 8 » بدوست چون فربهى كه تابع سردى مزاجست و چون لاغرى كه تابع گرمى مزاجست و چون سرخى گونه كه تابع خونست و چون زردى كه تابع صفراست و چون حركت نبض كه تابع قوّت فاعلهء « 9 » حيوانيست و چون شجاعت كه تابع اعتدال
هامش
( 1 ) - ل و ن و ب : دورترين ؛ بقياس جملهء بالاتر : « سخت دورست چون استقصات » و جملهء بعد :
« اخلاط نزديكترين مادتى است » و ضبط ديگر نسخهها « دورترين » به نظر صحيح مىنمايد .
( 2 - 2 ) ، ل و ن و ب : ندارد
( 3 ) - ل و ب « و » ندارد ؛ ن : قوت است و
( 4 ) - در اصل :
بر حسب و عدد ؛ بقياس ل و ب و ن اصلاح شد
( 5 ) - ن : مرتبه
( 6 ) - ل و ن : از بهر آنكه
( 7 ) - ل و ن و ب : قويست
( 8 ) - ل و ن و ب افزوده : تن
( 9 ) - در اصل : فاعلهء قوت ، بقياس ل و ن و بقرينهء « قوت منفعله » كه كمى بعد مىآيد اصلاح شد