باب سى و سوم اندر ترتيب علم طب
اگر طبيب باشى بايد كه علم اصول طب بدانى نيك ، چه « 1 » اقسام علمى [ و چه اقسام عملى ] « 2 » . و بدانى كه آنچه در تن مردم موجودست يا طبيعيست « 3 » يا خارج از طبيعت .
و طبيعى بر سه قسمست : يكى قسم از وى آنست كه قوام و ثبات تن بدوست و يك قسم توابعست اين چيزها را كه قوام و ثبات « 4 » بدوست و يك قسم آنست كه تن را از حال به حال بگرداند . و آنكه خارج از طبيعت است يا بفعل مضرت رساند يا بواسطه « 5 » يا بى [ واسطه ] « 6 » يا خود نفس ضرر فعل بود . اما آن قسم كه ثبات و قوام تن بدوست يا از جنس مادت است يا از جنس صورت ، [ آنكه از جنس مادت است ] « 7 » يا سخت دورست چون استقصات و عددش چهارست : آتش و هوا و آب و خاك ، يا نزديكترست از استقصات چون امزجه و عددش نه است : يكى معتدل و هشت نامعتدل : چهار مفرد
هامش
( 1 ) - در اصل : چون ، بقياس ل و ن و ب اصلاح شد
( 2 ) - بقياس ل و ن و ب افزوده شد
( 3 ) - در اصل : طبيعست ؛ ل و ن و ب : طبيعتست ؛ بقياس كلمهء « طبيعى » كه بعد مىآيد در متن چنين نوشته شد
( 4 ) - ل و ن و ب افزوده : تن
( 5 ) - در اصل : واسطه ؛ بقياس ل و ب اصلاح شد ؛ ن : با واسطه
( 6 ) - بقياس ل و ن افزوده شد
( 7 ) - بقياس ل و ن و ب افزوده شد