تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
برو اعتماد نكند . و راستى پيشه كن كه بزرگترين طرارى « 1 » راستيست و نيك معامله و خوش ستد و داد باش « 2 » كه تا ده يازده كنى يك بار ، دوبار « 3 » ده نيم توان كرد « 4 » . و كس را وعده مكن و چون كردى خلاف مكن و خريده مگوى و اگر گويى راست گوى تا خداى تعالى بر معاملت تو بركت كند . و در معاملت بحجت دادن و ستدن هشيار باش كه چون حجت بخواهى دادن تا نخست حق بدست نگيرى حجت از دست مده . و هر كجا كه همىروى آشنايى همىطلب و اگر چه بازرگان باشى بشهرى كه هيچ نرفته باشى با بارنامه و محتشمى « 5 » رو و بتعريف « 6 » خويش اگرت حاجت آيد « 7 » به به « 7 » و اگر نه زيانت نبود نتوان دانست « 8 » كه « 9 » حال چون بود . و با مردم ناساخته و جاهل ديدار « 10 » و بىنماز و ناباك‌دار « 11 » سفر مكن كه گفته‌اند : « الرفيق ثمّ الطّريق . » و هر كسى كه ترا امين دارد گمان او در خويشتن دروغ مكن . و هر چه بخواهى خريدن « 12 » ناديده و نانموده مخر و آنچه بخواهى فروختن « 13 » از نرخ نخست آگاه باش و به شرط و پيمان فروش تا آخر آن از « 14 » گفت و گوى رسته باشى . و طريقت كدخدايى نگاه‌دار كه بزرگتر بازرگانى كدخدايى خانه است ، بايد كه « 15 » كدخدايى خانه پراگنده نكنى ، حوايج خانهء خويش « 15 » بسالى در بوقت « 16 » نوقانها « 17 » جمله بيك - بار بخرى ، هر چه ترا به كار آيد از هر چيزى دو چندان كه ترا بسالى به كار شود بخر . پس از نرخ آگاه باش چون نرخ گران شود از هر چيزى نيمى به فروش
هامش
( 1 ) - ل و پ : طرازى ( 2 ) ، ن : ندارد ( 3 ) - ل افزوده : سه‌بار ( 4 ) - ل : كردن ( 5 ) - ل و ن : با نامهء محتشمى ( 6 ) ، ن : رو بتعرف ( 7 ) ، ن : ندارد ( 8 ) - ل : دانستن ؛ در نسخهء اساس و ل كلمهء « بتوان » نقطه ندارد ، بقياس ن و معنى جمله « نتوان » ترجيح داده شد ( 9 ) - در اصل : كه چون ، كلمهء اخير زائد مىنمود بقياس ل و ن حذف شد ( 10 ) - ل و ن « ديدار » ندارد ( 11 ) - ل : ناباك ؛ ن و پ : بىباك ؛ ب : ناباك دار ( 12 ) - ل و ن : خريد ( 13 ) - ل : فروخت ( 14 ) - ل و ن افزوده : داورى و ( 15 ) ، ل : ندارد ( 16 ) - ل و ب و پ : در وقت ( 17 ) - ل : نونانها ؛ ن : نوقان ؛ ب : نوكها ؛ پ : نوغان
قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 173 | عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير / غلامحسين يوسفي