تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
شعر
اى در دل من فگنده عشق تو فروغ * بر گردن من نهاده تيمار تو يوغ
عشق تو بجان و دل خريد ستم من * دانى بخريده بر نگويند دروغ
و بايد كه بيع ناكرده هيچ چيز از دست بنه دهد و در معامله شرم ندارد كه زيركان گفته‌اند كه : شرم بسيار از روزى بكاهد ، و محابا كردن از بيشى عادت نكند « 1 » كه متصرفان اين صناعت گفته‌اند كه : اصل بازرگانى تصرفست و مروت ، [ تصرف ] « 2 » مال نگاه دارد و مروت جاه . حكايت چنان كه در حكايتى شنيدم كه : روزى بازرگانى بود ، بر دكان بياع بهزار دينار معامله كرده بود . چون معامله بپايان رسيد ، ميان بياع و تاجر در حسابى خلاف بود بقيراطى زر ؛ بياع گفت : ترا بر من دينارى زر باقى است تاجر گفت : دينارى و قيراطى باقيست . برين حديث از بامداد تا نماز پيشين شمار كردند و تاجر صداع مىداد و بانگ همىداشت و هيچ گونه از قول خويش باز نمىگشت تا بياع ضجر شد ، دينارى و قيراطى « 3 » به دو داد . مرد بستد و برفت و هر كسى كه آن ديدند آن تاجر را ملامت مىكردند . چون تاجر برفت ، شاگرد بياع از پس تاجر بدويد و گفت : اى خواجه شاگردانهء من بده . تاجر آن زر جمله بدان كودك داد ( 64 پ ) كودك بستد و بازگشت . بياع گفت : اى حرام‌زاده مردى از بامداد تا نيم روز از بهر قيراطى زر بانگ مىداشت ميان قومى درو شرم نمىداشت ، چه طمع داشتى كه او ترا چيزى دهد ؟ كودك زر باستاد نمود . مرد عاجز گشت و با خود گفت : اى سبحان اللّه ! اين كودك خوب روى نيست « 4 » و ديگر گونه ظنى نتوان بردن « 5 » و اين مرد بدين
هامش
( 1 ) - ل و ن افزوده : و لكن ببى مروتى ( ن : بىمروتى ) نيز طريقت نكند ؛ ب : و ليكن بىمروتى نيز بطريقت نكند ( 2 ) - ل و ب افزوده : تصرف ؛ ن : نىتصرف ؛ بقياس ديگر نسخه‌ها افزوده شد ( 3 ) - ل و ب افزوده : بر سخت و ( 4 ) - ل افزوده : و نيز سخت كوچك است ؛ ن : و سخت خرد است ؛ ب : و نيز آنكه سخت كوچك است ( 5 ) - ل و ن : برد
قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 168 | عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير / غلامحسين يوسفي