تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
بكاردار كه در شريعت راى [ قاضى ] « 1 » برابر راى شريعت است و بسيار حكم بود كه از راى شرع گران آيد قاضى سبك بگيرد ، چون قاضى مجتهد بود روا بود . پس قاضى بايد كه مجتهد و دانا بود و فقيه و پارسا بود و بايد كه به چند وقت حكم نكند : يكى بگرسنگى و تشنگى ، و از گرمابه برآمده ، بوقت دل‌تنگى و انديشهء دنيائى « 2 » كه پيش آيد . و وكيلان جلد پيش دارد و نگذارد كه در وقت حكم كس قصه و سرگذشت خويش گويد و شرح حال خويش نمايد ، بر قاضى شرط حكم كردنست نه متفحصى كه بسيار تفحص بود كه ناكرده به بود ، و سخن كوتاه كند و زود بسوى گواه و سوگند كشد . جايى كه داند كه مال بسيارست و مردم ناباكى بكند هر تجربتى و تجسسى كه بتواند بكند و هيچ تقصير نه‌كند و سهل نگيرد . و مادام معدلان نيك را هم بر « 3 » خود دارد و حكم كرده هرگز باز نشكافد و امر خويش را قوى و محكم دارد . و هرگز بدست خويش قباله و منشورى ننويسد الا كه ضرورتى بود و خط خويش را عزيز دارد و سخن خويش را تبجيل « 4 » كند . و بهترين هنرى قاضى را عملست « 5 » و ورع ، پس اگر اين صناعت نورزى و اين توفيق نيابى و نيز لشكرى - پيشه نباشى بارى طريق تجارت بر دست گير تا مگر از ان نفعى ( 63 پ ) يا بى كه هر چه از تجارت بدست آرى حلال بود و بنزديك هر كسى پسنديده و ستوده بود .
هامش
( 1 ) - بقياس ل و ن و ب افزوده شد ( 2 ) - ل : دنياوى ( 3 ) - ن : با ( 4 ) - ن : سجل ( 5 ) - ل و ن و ب : علم