تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
كاسد خرد بر اميد فزونى ؛ و مسافر را گفتم كه كدام باشد ، بر هر دو روى بازرگانى دليريست و ناباكى بر مال و بر تن . و با دليرى بايد كه راستى و امانت دارد و طريق ديانت سپرد و از بهر سود خويش زيان ديگران نه‌خواهد و بطمع سود سوزش دل خلق نجويد . و معامله با آن گروه كند كه زير دست او باشند و اگر با بزرگتر از خود كند با كسى كند كه ديانت و مروت دارد و از مردم فريبنده بپرهيزد . و با مردمى كه در متاع بصارت نه‌دارد معامله نكند تا از دركوب ايمن باشد . و با مردم تنگ - بضاعت و سفيه معاملت نه‌كند « 1 » پس اگر كند طمع از سود ببرد تا دوستى تباه نشود كه بسيار دوستى بسبب اندك مايه سوزيان « 2 » تباه شده باشد . و بطمع بيشى بنسيه معاملت نكند كه ( 64 ر ) بسيار بيشى بود كه كمى بار آورد . و خرد نگرش « 3 » نباشد كه خرد - نگرش بسيار زيان بود « 4 » . و اصل تباهى بازرگانى در باتصرفيست « 5 » ، تا از تصرف بتوان خوردن « 6 » از مايه نبايد خوردن « 7 » كه بزرگتر زيانى بازرگان را از سرمايه خوردنست . و بهتر متاعى آنكه به من و رطل خرند و بدرمسنگ فروشند و بترين متاعى بر خلاف اينست . و از غله خريدن بر اميد سود بپرهيزد « 8 » كه غله فروش مادام بد نام باشد و بدنيت . و تمام‌تر ديانتى آنست كه [ بر ] « 9 » خريده دروغ نگويد « 10 » ، كافر و مسلمان را بر خريده دروغ گفتن ناپسنديده بود چنان كه من گويم :
هامش
( 1 ) - ل افزوده : و با دوستان سخت نزديك تجارت نكند ؛ ولى در نسخهء ن و ب و پ نيست ( 2 ) - ل و ب : سود و زيان ؛ ن : سود زيان ( 3 ) - ن : خرد انگارش ؛ ل : خرك نگرش ( ظ . خردك نگرش ) ( 4 ) - ل و ب افزوده ( ن و پ : ندارد ) : چنان كه من گويم : رباعىگفتم كه اگر دور شوم من ز برش * ديگر نكشد مگر دلم درد سرشتا گشتم دور دورم از خواب و خورش * بسيار زيان باشد از اندك نگرش( ب « از » ندارد ) ( 5 ) - ل : مبررى است ؛ ن : اسراف است ؛ ب : مندرتست ( ظ . مبذريست ) ( 6 ) - ل و ن : خورد ( 7 ) - ل : خورد و تا از سود بتوان خورد از مايه نبايد خورد ( 8 ) - ل و ن و ب : بپرهيز ( 9 ) - بقياس ل و ن و ب افزوده شد ( 10 ) - ل و ن افزوده : كه