تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
و متفحص سير و متجسس اسرار و عالم دوست و متقرب و با حرمت و در « 1 » آموختن حريص و بىشرم و حق‌شناس استاد خود . و الفغدهء تو بايد كه كتابها و اجزا « 2 » و قلم و قلمدان و محبره و كارد قلم‌تراش و مانند اين چيزها بود و جزين دل تو به چيزى بسته نبود و هر چه بشنوى ياد گرفتن « 3 » و باز گفتن . و كم سخن و دور انديش باش و بتقليد راضى مباش كه هر طالب علمى كه ازين « 4 » سيرت بود زود يگانهء روزگار گردد . فصل و اگر عالمى مفتى باشى با ديانت باش و بسيار حفظ و بسيار درس و در عبادت و نماز و روزه تجاوز مكن و دو روى مباش و پاك دين « 5 » و پاك جامه باش و حاضر جواب و هيچ مسئله را تا نينديشى به زودى جواب مده « 6 » و بىحجتى « 6 » بتقليد خويش قانع مباش و بتقليد كس كار مكن و راى خود را عالى دان و بر وجهين و قولين قناعت مكن . و جز بر خط معتمدان اعتماد مكن ، هر كتابى را و هر جزوى را مقدم مدار . اگر روايتى شنوى براويان سخن اندر نگر ، سخن مجهول از راوى معروف مشنو و بر خبر آحاد اعتماد مكن مگر از راويان معتمد ، و از خبر متواتر مگريز و مجتهد باش و بتعصب سخن مگوى و اگر مناظره كنى بخصم نگر اگر قوت او دارى و خواهى كه سخن بسيط گردد مداخله كن بمسئلها و اگر نه سخن را موقوف گردان و بيك مثال قناعت كن . و بيك حجّت طرد و عكس بهم مگوى نخستين را نگاه دار تا سخن پسين تباه نكند . اگر مناظرهء فقهى بود آيت را بر خبر مقدم دار و خبر را بر قياس مقدم دار و ممكنات گوى و در مناظرهء اصولى موجبات و ناموجبات و ممكنات « 7 » و ناممكنات بهم عيب بود « 8 » جهد كن تا غرض « 9 » معلوم كنى . و سخن با زينت گوى ، دم‌بريده
هامش
( 1 ) - ن : اندر ( 2 ) - ل : اجزاها ( 3 ) - در اصل : ياد گرفتى ، بقياس ل و ن و ب اصلاح شد ( 4 ) - ل : برين ؛ ن و ب : بدين ( 5 ) - ل و ن : پاك‌تن ( 6 - 6 ) ، ل : بىحجتى ؛ ن و ب : بىحجتى و ( 7 ) - ل و ن و ب « ممكنات » ندارد ( 8 ) - ل و ن و ب : نبود ( 9 ) - ل افزوده : را
قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 159 | عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير / غلامحسين يوسفي