تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
بد روز فرزندى بود تو بدان منگر ، شرط پدرى بجاى آر و اندر ادب آموختن وى تقصير مكن هر چند كه اگر هيچ مايه خرد ندارد « 1 » اگر تو ادب آموزى و اگر نياموزى خود روزگارش بياموزد ، چنان كه گفته‌اند : حكمت « من لم يؤدّبه و الداه ادّبه الليل و النهار » و همين معنى بعبارتى ديگر جدّ من شمس المعالى رحمة اللّه عليه گويد : [ من لم يؤدّبه الابوان يؤدّبه الملوان ] « 2 » . اما تو شرط پدرى نگاه دار كه وى خود چنان زيد كه فرستاده باشد ، مردم چون از عدم بوجود آيد خلق و سرشت وى با او « 3 » باشد اما از بىقوتى و عجز و ضعيفى پيدا نتواند كردن ، هرچند بزرگ‌تر همى - شود و جسم و روح وى قوىتر همىگردد فعل وى پيدا « 4 » همىگردد ، « 5 » نيك و بد ، تا چون وى بكمال رسد عادت وى نيز بكمال رسد ، تمامى روزبهى و روز بترى « 6 » پيدا شود . و لكن تو فرهنگ و هنر را ميراث خود گردان و بوى بگذار تا حق وى گزارده باشى كه فرزندان مردمان خاصه را « 7 » به از هنر و ادب و فرهنگ نيست و فرزندان عامه را ميراث به از پيشه نيست ، هر چند پيشه نه كار كودكان محتشمانست ، هنر ديگرست و پيشه ديگر . اما ( 53 پ ) از روى حقيقت نزديك من پيشه بزرگترين هنرست و اگر فرزندان مردمان خاصه صد پيشه دانند چون بكسب نكنند همه هنرست و هنر يك روز ببرآيد . حكايت چنان كه گشتاسپ چون از مستقر خويش بيفتاد ، و آن قصه درازست ، اما مقصود اينست كه وى بروم افتاد ، در قسطنطنيه رفت ، با وى هيچ چيز نبود از دنياوى و عيب مىداشت نان خواستن . مگر اتفاق چنان افتاده بود كه بكودكى در
هامش
( 1 ) - ل : اگر چه مايه خرد دارد ( 2 ) - بقياس ل و ن و ب افزوده شد ؛ در نسخهء اساس جاى اين جمله خالى است ( 3 ) - در اصل : بازو ؛ بقياس ل و ن و ب اصلاح شد ( 4 ) - ل و ن افزوده : تر ( 5 ) - ن و ب افزوده : از ( 6 ) - در اصل : روز تمزى ؛ پ : تيزى ؛ بقياس ل و ب اصلاح شد ؛ ن : روندى كه به روز بدى اصلاح كرده‌اند ( 7 ) - ل و ب افزوده : ميراث ؛ ن : ميراثى