باب بيست و هفتم در حق فرزند و حق شناختن « 1 »
اگر پسريت آيد ، اى پسر ، اول چيزى بايد كه نام خوش برو نهى كه از جمله حقهاى پدران بر فرزندان يكى آنست كه او را نام خوش نهد « 2 » . دوم آنكه :
بدايگان عاقل و مهربان سپارد « 3 » ، و بوقت سنّت كردن سنّت كنى و بحسب طاقت خويش شادى كنى . و قرآنش بياموزى تا حافظ قرآن شود . و چون بزرگتر شود اگر رعيت باشى ويرا پيشهاى بياموزى و اگر اهل سلاح باشى بمعلم سلاح دهى تا سوارى و سلاح شوريدن « 4 » بياموزد و بداند كه بهر سلاحى كار چون بايد - كردن . و چون از سلاح آموختن فارغ گردى بايد كه فرزند را شناو « 5 » كردن بياموزى ، چنان كه من چون ده ساله شدم ما را حاجبى بود با منظر گفتندى ويرا ، رايضى و فروسيّت نيكو دانستى « 6 » . پدرم رحمه اللّه مرا بوى « 7 » سپرد تا مرا سوارى و
هامش
( 1 ) - ل و ب : در فرزند پروردن ؛ ن : اندر فرزند پروردن و آيين آن
( 2 ) - ل و ب : نهند
( 3 ) - ل و ب : سپارى ؛ ن : سپار
( 4 ) - ل و ن : سلاح شورى
( 5 ) - ل و ب : شناه
( 6 ) - ل و ب افزوده : و خادمى بود حبشى ريحان نام وى نيز نيك دانستى ؛ چنين است پ ؛ در نسخهء اساس نخست از ريحان خادم سخنى نيست و بعد اسم او بميان مىآيد
( 7 ) - ل و ب : بديشان