باب بيست و ششم اندر آيين زن خواستن
و چون زن خواستى اى پسر حرمت خود را نيكو دار . اگر چند چيز عزيزست « 1 » از زن و فرزند خود دريغ مدار ( 51 پ ) اما از زن بصلاح و [ فرزند ] « 2 » فرمان - بردار و مهربان و اين كار تست « 3 » كه بدست تست ، چنان كه من در « 4 » بيتى گويم : بيت
فرزند چو « 5 » پرورى و زن چون دارى
اما چون زن كنى طلب [ مال ] « 6 » زن مكن و طلب غايت نيكويى زن مكن كه بنيكويى معشوقه گيرند . زن پاك روى و پاك دين بايد و كدبانو و شوى دوست و پارسا و شرمناك و كوتاه دست و كوتاه زبان و چيز نگاه دارنده بايد كه باشد تا نيك بود كه گفتهاند كه : زن نيك عافيت زندگانى « 7 » بود . اگر چه زن مهربان و خوبروى
هامش
( 1 ) - ن و ب افزوده : از زن و فرزند عزيزتر نيست و چيز خود
( 2 ) - بقياس ل و ن و ب و پ افزوده شد
( 3 ) - ل و ب و ن و پ : كاريست
( 4 ) - در اصل : دو ، بقياس ل و ن اصلاح شد ؛ پ : چنان كه گفتهاند
( 5 ) - ن : چه ؛ در نسخهء پ بيت بدين صورتست :فرزند چو پرورى و زن چون دارى * بايد كه به گفت عاقلان گوش آرىاين مصراع كه در نسخهء ل و ن نيز به همين صورتست بدون مصراع دوم ناتمام و نامناسب مىنمايد مگر آن كه مثلا باستفهام خوانده شود .
( 6 ) - بقياس ل و ن و ب و پ افزوده شد
( 7 ) - در اصل : زگانى