تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
يعنى سپيد چشم « 1 » . و اسب پوزه نيز بد بود « 2 » [ و اسب اقود نيز بد بود ] « 3 » يعنى راست - گردن و چنين اسب اندر وحل نيك برنگردد « 4 » . و اسب خول « 5 » هم بد بود آنكه هر دو پايش كژ بود بپارسى كمان پاى خوانند بسيار بيوفتد . و اسب قالع شوم بود آنكه بالاى كاهل « 6 » گردباى « 7 » موى دارد . و مهقوع همچنين آنكه گردبا « 8 » زير بغلش بود ، اگر بهر دو جانب بود شوم‌تر بود . و اسب فرستون « 9 » هم شوم بود كه گردباى « 10 » سم دارد ، از درون سو « 11 » و از برون « 12 » روا بود . و اسدف « 13 » نيز بد بود يعنى كه سم در نوشته و آن را احنف نيز گويند . و آنكه دستش درازتر بود يا پايش ، هم بد بود بنشيب و فراز و آن را اقرن « 14 » خوانند و اسب اعزل « 15 » هم [ بد ] « 16 » بود يعنى كژ دم و ويرا اكشف خوانند از انچه « 17 » مادام عورتش پيدا بود و اسب سگ دم نيز بد بود و اسب افحج نيز بد بود آنكه پاى بر جاى دست خويش نتواند نهادن و اسب اسبق « 18 » بد بود دايم لنگ بود و آن آن بود كه بر مفاصل غدد « 19 » دارد و اسب عرون هم بد بود و آن آن بود كه استخوان در مفاصل دست دارد و اگر در مفاصل پاى دارد اقرن « 20 » خوانند و هم بد بود و مانع الركاب و سركش و شموس و گزنده و بسيار بانگ و ضرّاط ( 51 ر ) و لگدزن و
هامش
( 1 ) - ل و ب افزوده : و اسب سياه كام فراموش كار بود هر چه بياموزد زود فراموش كند چون سوار نيابد ( 2 ) ، ل : ندارد ؛ ن و ب : اسب بوره ؛ پ : ندارد ، شايد : بوز ؟ يا : پوزه - بوزه ، رك . تعليقات ( 3 ) - بقياس ل و ن و ب افزوده شد ( 4 ) - ن : ننگرد ؛ ب : نرود ( 5 ) - ل : حول ؛ ب : جول ، اين كلمه در جايى يافته نشد ، رك . تعليقات ( 6 ) - ل و ن افزوده : و ( 7 ) - ل : كردماى ، رك . تعليقات ( 8 ) - ل : كرنا ؛ ن و ب : كردنا ؛ رك . تعليقات ( 9 ) - ن : فرشون ؛ ب : فرسيون ؛ پ : فرسون ، رك . تعليقات ( 10 ) - ن : كردناى ؛ ب : گردپاى ؛ ن و ب افزوده : بالاى ، رك . تعليقات ( 11 ) - ن : درون سون ( 12 ) - ن : برون سون ( 13 ) - ن : اسدق ، شايد اصدف ، رك . تعليقات ( 14 ) - ل و ب : افرق ، شايد مناسب‌ترست ، رك . تعليقات ( 15 ) - در اصل : اغزل ؛ بقياس ل و ن و ب اصلاح شد ( 16 ) - بقياس ل و ن و ب افزوده شد ( 17 ) - ل و ب : از انكه ؛ در اينجا از انچه بمعنى از انكه به كار رفته است ( 18 ) - ن : اشهق ؛ پ : اسلق ( 19 ) - در اصل : غر ؛ بقياس ل و ن و ب اصلاح شد ( 20 ) - ن : افرق ، رك . تعليقات