و رهصه « 1 » و بره « 2 » .
اين علتها را مجمل گفتم اگر همه را تفسير كنم دراز گردد و اين [ همه كه گفتم عيب است و پيرى از همه عيبها بتر كه هر عيبى كه بود ] « 3 » بتوان برد مگر عيب پيرى كه نتوان برد .
اما اسب بزرگ خر تا « 4 » پنج دانگ كه اگر چه مرد بهى و منظرانى باشد بر اسب كوچك حقير نمايد . و بدانكه پهلوى اسبان بيشتر از جانب راست يك استخوان زيادت باشد بشمار اگر هر دو با يكديگر راست باشد از انچه ارزد زيادت بخر كه كم اسبى ازو سبق بتواند برد « 5 » . هر چه خرى از چهار پاى و ضياع و عقار و غير آن چنان خر كه تا تو زندهاى منافع آن به تو مىرسد « 6 » ، بىشك آخر ترا هم زن و فرزند بود روزى ، چنان كه كسى « 7 » گويد : هر كه او مردست جفت او زن بايد .
هامش
( 1 ) - ل : نهصه . ن : رهمه ؛ رك . تعليقات
( 2 ) - در اصل بدون نقطه است ، بقياس ن و ب « بره » نوشته شد ، رك . تعليقات
( 3 ) - بجاى اين قسمت كه از نسخهء ل افزوده شده در اصل : و اين بتر كه عيب بود ؛ نسخهء ن و ب هم نظير نسخهء ل است
( 4 ) - ن و ب : يا
( 5 ) - ل بردن
( 6 ) - ل افزوده : و بعد از تو بعيالان و وارثان تو ؛ ن : و بعد از ان بهمالان و وارثان تو ميرسد
( 7 ) - ل : لبنى ؛ در بعضى چاپها اين كلمه را « لبيبى » نوشته و جملهء بعد را به صورت مصراعى ضبط كردهاند كه در نسخههاى قديمى مذكور نيست ؛ درين باب رك . تعليقات