ترك قاى « 1 » بود ، و از همه بلاكشتر و رنجورتر و سازندهتر بجناك « 2 » بود و تاتارى و يغمائى ، وز همه سستتر و كاهلتر چگلى . و بجمع معلوم كند كه از ترك نيكويى بتفسير « 3 » و زشت بىتفسير « 4 » نخيزد . و هند و بضدّ اينست چنان كه چون در تركى نگاه كنى سرى بزرگ بود و روى پهن و چشمهاى تنگ و بينى پخچ و لب و دندان نهنيكو ، چون يك يك را بنگرى بذات خويش نه نيكو بود و لكن چون همه را بجمع بنگرى صورتى بود سخت نيكو ، و صورت هندوان بخلاف اينست : چون يك يك را « 5 » بنگرى هر يكى بذات خويش سخت نيكو نمايد و لكن چون بجمع درو نگرى چون صورت تركان ننمايد . اما تركرا ذاتى رطوبتى و صفاى صقالى « 6 » هست كه هندوان را نيست امّا بطراوت دست از همه جنسى ببردهاند . لاجرم از ترك هر چه خوب بود بغايت خوب بود [ و آنچه زشت بود بغايت زشت بود ] « 7 » و بيشتر عيب ايشان آنست كه كند خاطر و نادان و مكابر و شغبناك و ناراضى و بىانصاف و بد مست و بىبهانه آشوب [ جوى ] « 8 » و بىزبان « 9 » باشند و بشب سخت بددل باشند و آن شجاعت كه بروز توانند نمود بشب نتوانند نمود . اما هنر ايشان آنست كه شجاع باشند و بىريا ، ظاهر دشمن و متعصب بهر كارى كه بوى سپارى « 10 » نيك آمين « 10 » ، نرماندام « 11 » بعشرت و ز بهر تجمل به ازيشان جنسى نيست .
غلام سقلابى و روسى و آلانى قريباند بطبع تركان و لكن از تركان
هامش
( 1 ) - ل و ب : قى ؛ ن : ترقاى ؛ رك . تعليقات
( 2 ) - در اصل : بجناك ؛ ب : نجباك
( 3 ) - در نسخهء ل نيز چنين است و در نسخهء ن : بتفصيل
( 4 ) - ايضا ل ؛ ن : بىتفصيل
( 5 ) - ل :
« را » ندارد
( 6 ) - ل و ن : ذاتى و رطوبتى و صفائى و صقالتى ( ن : جمالى ) ؛ ب : ذاتى رطوبتى هست و صفائى
( 7 ) - بقياس ل و ن و ب از نسخهء ل افزوده شد
( 8 ) - بقياس ل افزوده شد
( 9 ) - ل : بىزمان ؛ ن : پرزيان
( 10 - 10 ) : در نسخهء ل و ن و ب مذكور نيست ، رك . تعليقات ( شايد : نيك امين )
( 11 ) - ل و ب افزوده : لذيذ