سياه چشم بود ، و هر غلامى كه چنين بود روزبه و مبارز و شجاع بود . علامت غلامى كه خادمى سراى زنان را شايد ، سياه پوست و ترش روى و درشت پوست و خشك - اندام ، تنك موى ، باريك ساق ، باريك بانگ ، سطبر لب ، پخچ بينى ، كوتاه انگشت ، منحدب « 1 » قامت ، باريك گردن ، چنين [ غلام ] « 2 » خادمى سراى زنان را شايد ؛ اما نشايد كه سپيد پوست بود و سرخ گونه بود . و پرهيز كن از اشقر ، خاصه فرو افتاده موى باشد و نشايد كه در چشمش رعونت بود و ترى بود كه چنين غلام با زندوست بود يا قواده « 3 » بود . علامت غلامى كه بىشرم و عوان بود و ستوربانى را شايد ، بايد كه گشاده و فراخ برو « 4 » چشم بود ، پلكهاى چشم وى سطبر بودو كوتاه ، خاصه كه حدب - گونه بود و سپيدى چشم او منقط بود بسرخى و اشقر بود و چشمش كبود و دراز لب و دندان و فراخ دهن بود ، چنين غلام سخت بىشرم و ناباك « 5 » بود و بىادب و شرير و بلاجوى بود . علامت غلامى كه فراشى و طباخى را شايد ، بايد ( 47 ر ) كه پاك روى و پاك تن بود و گرد روى و باريك چشم « 6 » و شهلا چشم كه بكبودى گرايد ، و تمام قامت و خاموش و موى سر او « 7 » فرو افتاده ، چنين غلام اين كار را شايسته بود . امّا « 8 » شرط كه گفتم كه از جنس « 9 » چيز بايد دانستن « 9 » و عيب و هنر هر يك بدانستن ياد كنم .
بدانكه غلام ترك [ نه ] « 10 » يك جنس است و هر جنسى را طبعى و گوهرى ديگرست از جملهء ايشان از همه بدخوتر قفچاقان و غز بود . و از همه خوشخوتر و بعشرت فرمان بردارتر ختنى و خلخى و نخشبى و تبتى بود ، و از همه دليرتر و شجاعتر
هامش
( 1 ) - در اصل : منجذب ؛ ل : ممجدب ، بقياس ن اصلاح شد ؛ پ : منحرف . رك . تعليقات
( 2 ) - بقياس ل و ن و پ افزوده شد
( 3 ) - چنين است ل و ن و ب ؛ پ : ندارد ؛ رك . تعليقات
( 4 ) - ل افزوده : برنق ؛ ن و ب : ازرق
( 5 ) - شايد : ناپاك ؟ چنان كه در نسخهء ب آمده است
( 6 ) - بجاى اين صفت در نسخهء ل و ن و ب : « باريك دست و پاى » آمده است .
( 7 ) - ل و ن و ب و پ افزوده : ميگون و
( 8 ) - ل و ب افزوده : آن
( 9 - 9 ) ، ل و ن :
خبر بايد داشت
( 10 ) - بقياس ل و ن و ب افزوده شد