تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
بود داغ بينى و يا وشم كرده ، نگاه كن تا زير او برص نباشد و گشتن رنگ لب و زردى چشم دليل يرقان بود . و غلامان راستان بخوابان و هر دو پهلوى او بمال و بنگر تا هيچ دردى و آماسى دارد ، پس اگر دارد درد جگر و سپرز باشد . چون ازين علتهاى نهانى تجسس كردى از آشكارا نيز بجوى : از بوى دهن و بوى بينى و ناسور و گرانى گوش و سستى گفتار و تيزى و هموارى سخن و رفتن بر طريق و درستى « 1 » مفاصل و سختى بن دندانها ، تا بر تو مخرقه نكنند . آنگه كه اين كه گفتم بديده باشى و معلوم كرده باشى ، آن بنده كه خرى از مردمان بصلاح خر تا در خانهء تو هم بصلاح باشد . و تا عجمى يا بى ، پارسى گو « 2 » مخر كه عجم را بخوى خود بر توانى آوردن اما پارسى گوى « 2 » را نتوانى آوردن . و بوقتى كه شهوت بر تو غالب بود بنده را بعرض پيش خويش ميار كه آن غلبهء شهوت اندران وقت زشت را به چشم تو خوب گرداند . نخست تسكين شهوت بكن ، آنگه به خريدن آن مشغول شو . و آن بنده كه بجاى ديگر عزيز بوده باشد مخر كه اگر چه او را عزيز دارى از تو منت آن ندارد كه خود را جاى ديگر همچنان ديده باشد ، و اگر خوار و ذليل دارى يا بگريزد يا فروختن خواهد يا بدل دشمن شود . بنده را از جايى خر كه « 3 » اندران خانه بد داشته باشند « 4 » تا باندك مايه نيك داشت تو از تو سپاس‌دار بود و ترا دوست دارد . و هر چند گاهى از بندگان اندك مايه « 5 » ببخشاى « 5 » و مگذار كه پيوسته محتاج درم باشند كه آنگه بضرورت بطلب درمى روند . و بندهء قيمتى خر كه گوهر هر كسى باندازهء قيمتش بود . و آن بنده كه خواجهء ( 48 پ ) بسيار داشته باشد مخر كه بندهء بسيار خواجه وزن بسيار شوى ستوده نيست ، و آنچه خرى روزافزون خر . و چون بنده فروخت « 6 » خواهد ، ستيزه مكن و به فروش از انكه زن كه
هامش
( 1 ) - ل : درشتى ( 2 ) - ب : تازىگوى ؛ ل و ن مطابق نسخهء اساس است ( 3 ) - ن و ب افزوده : او را ( 4 ) - ل : بد داشت بوده باشد ( 5 - 5 ) ، ل : درم باز مگير ؛ ن : بندگان را چيزى ببخش ( 6 ) - ل و ن : بحقيقت فروختن