تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١

باب بيست [ و ] « 1 » سوم در « 2 » برده خريدن

اگر بنده‌اى خرى هشيار باش كه آدمى خريدن علمى است دشوار و بسيار بردهء نيكو بود كه چون بعلم در وى نگرى بخلاف آن باشد . و بيشتر قوم گمان برند كه برده خريدن از جملهء ديگر بازرگانيهاست و ندانند كه برده خريدن و علم آن از جملهء فيلسوفيست ، كه هر كس كه متاعى خرد و آن را نشناسد مغبون بود و صعبتر آن شناختن آدميست ، كه عيب و هنر آن « 3 » بسيارست و يك عيب بود كه صد هنر بپوشاند چنان كه يك هنر بود كه صد عيب بپوشاند . و آدمى را نتوان شناختن « 4 » الّا بعلم فراست و تجربت ، و تمامت علم فراست علم نبويست ، كه بكمال او هر كسى نرسد الّا پيغامبرى مرسل ، كه بفراست بتواند دانستن نيك و بد و باطن مردم . امّا چندانكه شرطست از شراى مماليك آنكه « 5 » [ مرا و غير مرا روا بود كه معلوم باشد روا بود كه ] « 5 » بگويم .
هامش
( 1 ) - بقياس افزوده شد ( 2 ) - ن : اندر ( 3 ) - ل و ن و ب : آدمى ( 4 ) - ل و ن و ب : شناخت ( 5 - 5 ) ، در اصل : من او را و غير من او را بود كه معلوم ؛ ب : مرا و غير مرا روا بود كه معلوم باشد كه ؛ پ : مرا و غير مرا معلوم بود و تجربت افتاده باشد . چون ضبط نسخهء اساس ، مبهم و ناقص بود ناگزير ضبط نسخهء ل در متن داده شد ، اما شايد بتوان ، بقياس پ ، گمان برد كه در نسخهء ل هم‌چنين بوده است : مرا و غير مرا معلوم باشد روا بود كه