باب بيست و دوم در « 1 » امانت نگاه داشتن
اگر كسى بنزد تو امانتى بنهد تا بتوانى به هيچ حال مپذير از آنچه امانت - پذيرفتن « 2 » بلا پذيرفتن « 2 » است زيرا كه عاقبت آن از سه وجه بيرون نباشد : يا امانت بسلامت بوى باز رسانى چنان كه خداى تعالى فرموده است : «
إِنَّ اللَّهَ
[ تعالى ]
يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها
« 3 » » و پيغامبر ما ( 45 ر ) صلى اللّه عليه و سلم گفت : « ردّوا الامانات الى اهلها « 4 » » كه طريق مردى و جوانمردى آنست كه امانت مردمان را نهپذيرى يا چون بپذيرى نگاه دارى تا بسلامت به خداوند « 5 » باز رسانى .
چنان كه شنودم كه مردى بسحرگاه از خانه بيرون رفت تا بگرمابه رود ، به راه - اندر دوستى از آن خويش را ديد . گفت : موافقت كنى تا بگرمابه شويم ؟ گفت :
تا در گرمابه با تو همراهى كنم لكن اندر گرمابه نتوانم آمدن كه شغلى دارم . و تا نزديك گرمابه بيامد ، بسر دوراهى رسيد بىآنكه اين مرد را اخبر داد « 6 » بازگشت و به راه
هامش
( 1 ) - ن : اندر
( 2 ) - ل : پذرفتن
( 3 ) - در اصل : . . . تود الامانات ؛ قرآن ، سورهء 4 ( النساء ) آيهء 61 ، كلمهء « تعالى » در نسخهء اصل زائدست و در آيه مذكور نيست
( 4 ) ، ل و ن و ب : ندارد
( 5 ) - ل و ب افزوده : حق
( 6 ) - ل : خبر كردى ؛ ب و پ : خبر دادى ؛ ن : خبر دهد