تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
كس باور نه‌كند و تو بى « 1 » خيانتى نزديك مردمان خاين گردى « 2 » و اندر خصو [ مت ] « 3 » اوفتى و باشد كه خود « 4 » غرامت آن ببايد كشيد . و اگر منكر شوى با تو نه‌ماند « 5 » يا بخوشى يا بستم از تو باز ستانند ، خاين گردى « 6 » و حشمت تو ( 45 پ ) ميان اشكالان تو بشود « 7 » ، بيش كس بر تو اعتماد نكند و اگر به تو بماند مظالمى در گردن تو بماند ، بدين جهان در برخوردار نباشى و بدان جهان عقوبت خداى عزّ و جل حاصل كرده باشى . فصل امّا اگر به كسى وديعتى نهى پنهان منه كه نه كسى چيز تو از وى بخواهد - ستد . بى دو گواى عدل چيز خويش بنزد « 8 » هيچ كس وديعت منه و بدانچه دهى حجّتى از وى بستان تا از داورى رسته باشى . پس اگر داورى افتد در داورى دلير « 9 » مباش كه دليرى « 10 » بداورى اندر نشان ستمكارى بود . و تا بتوانى هرگز سوگند بدروغ و راست مخور و خويشتن را بسوگند خوردن معروف مكن تا اگر وقتى سوگند بايدت خوردن ، چنان كه افتد ، مردمان ترا بدان سوگند راست‌گوى دارند . و هر چند توانگر باشى چون تن آسان « 11 » و نيك‌نام و راست‌گوى نه‌باشى خويشتن « 12 » از جملهء درويشان دان كه بدنامان و دروغ‌زنان عاقبت ايشان جز درويشى نه‌بود . و امانت را كاربند كه امانت را كيمياى زر گفته‌اند و هميشه توانگر زى « 13 » يعنى كه امين باش و راست گوى كه مال همه عالم ، امينان و راست‌گويان راست . و بكوش كه فريبنده نه‌باشى و حذر كن كه فريفته نشوى خاصه در ستد و دادى « 14 » كه در شهوت بسته باشد « 14 » .
هامش
( 1 ) - چنين است ل و ن و ب و پ ، در اصل : وز توبى و توبى ، كه شايد كلمات مكرر شده يا در اصل بوده است : نكند از تو و توبى . . . ؟ ( 2 ) ، ن : ندارد ( 3 ) - بقياس ل اصلاح شد ( 4 ) - در اصل : چون ، بقياس ل و ب اصلاح شد ( 5 ) - ل : يا به تو بماند يا نه ؛ ب : با تو بماند يا نه ( 6 ) ، ن : ندارد ( 7 ) - در اصل : نشود ، بقياس معنى جمله در ديگر نسخه‌ها ، اصلاح شد ( 8 ) - در اصل : نيز ؛ ب : نيز به هيچ كس ، بقياس ل اصلاح شد ، چنين است پ ( 9 ) - ل و ب و پ : ذليل ( 10 ) - ل و ب و پ : ذليلى ( 11 ) - ل : تن پاك ؛ ن و ب و پ : ندارد ( 12 ) - ل و ب افزوده : را ( 13 ) - ن : زئى ( 14 ) در حاشيهء نسخهء اساس به خط كاتب افزوده شده است و به زحمت خوانده مىشود ؛ بقياس ل و ب مفهوم شد .
قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 110 | عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير / غلامحسين يوسفي