است جان را چون : زندگانى و حركات و سبكى و سه خاصيت تن راست چون : مرگ و سكون و گرانى . و تا تن و جان بيكجا باشند جان بخاصيت خويش تن را نگاه دارد :
گاه اندر كارى آرد و گاه تن را بخاصيت خويش از كار باز دارد و اندر غفلت كشد .
هر گه كه تن خاصيت خويش پديد كند مرگى « 1 » و گرانى و سكونى فرو خسبد . و مثل فرو خفتنش چون خانهاى بود كه بيفتد « 2 » هر چه اندر خانه بود فرو گيرد . [ پس تن كه فرو خسبد همه ارواح مردم را فرو گيرد ] « 3 » كه نه ( 40 پ ) سمع بشنود و نه بصر بيند و نه ذوق چاشنى داند و نه لمس گرانى و سبكى و نرمى و درشتى داند . و نطق [ و كتاب ] « 4 » خفتگان « 5 » اندر مكان خويش باشد پس ايشان را نيز فرو گيرد تا نه نطق گويد و نه كتاب نويسد . و حفظ و فكرت بيرون مكان خويش « 6 » باشند ايشان را فرو نتواند گرفتن ، نبينى كه تن چون فرو خسبد فكرت خواب همىبيند گوناگون و حفظ ياد همىدارد تا چون بيدار شود « 7 » بگويد چه ديدى . اگر اين دو نيز اندر مكان خويش بودندى هر دو را فرو گرفتى چنان كه « 8 » نه فكرت توانستى ديد و نه حفظ توانستى ياد گرفتى « 9 » . و اگر نطق و كتاب نه در مكان خويش بودندى پس تو « 10 » بخواب - اندر نتوانستى رفتن و بخواب اندر گفتى و كردى . آنگاه [ خود ] « 11 » خواب نبودى چون مرد هميشه كنا و گويا « 12 » بودى ، خواب نبودى و راحت و آسايش نبودى . و همه راحت جانوران در « 13 » خوابست پس ايزد سبحانه و تعالى هيچ چيز « 14 » بىحكمت نيافريد .
هامش
( 1 ) - ل و ن و ب و پ : مرگ .
( 2 ) - ل و ن افزوده : و چون خانه بيفتد
( 3 ) - از نسخهء ل و ن و ب و پ افزوده شد
( 4 ) - بقياس « نه كتاب نويسد » از نسخهء ل و ب و پ افزوده شد
( 5 ) - نسخهء اصل افزوده : خويش ، كه زائد به نظر مىرسيد و حذف شد
( 6 ) - ل : « خويش » ندارد
( 7 ) - ل و ب : شدى
( 8 ) - ل و ن و ب و پ افزوده : آن دو را
( 9 ) - شايد : ياد گرفتن ؛ ل و ن و ب : توانستى داشت ؛ پ : توانستى داشتن
( 10 ) - ل و ن : تن
( 11 ) - بقياس ل و ن افزوده شد
( 12 ) - ل : گويا و گيرا ؛ پ : كننده و گوينده
( 13 ) - ل :
اندر
( 14 ) - نسخهء اصل : همچنين ؛ ن و پ : هيچ ، بقياس ل و ب اصلاح شد