يك زمان بنشين تا از [ ان ] « 1 » خانه نيز بهره يا بى . آنگه در خانهء گرم شو و ساعتى همى باش تا حظّ خانهء گرم نيز بيابى . چون گرما در تو اثر كرد در خانهء خلوت رو [ و آنجا سر بشوى ] « 2 » . و بايد كه در گرمابه بسيار مقام نكنى و آب سخت گرم و سخت سرد بر خود نهريزى ، معتدل بايد كه بود . و اگر گرمابه خالى بود غنيمتى بزرگ دان كه حكما گرمابهء خالى را غنيمتى دارند [ از جمله ] « 3 » غنيمتهاى بزرگ . و چون از گرمابه بيرون آيى « 4 » موى « 5 » سخت خشك بايد كردن و انگه بيرون رفتن كه با موى تر به راه رفتن نه كار محتشمان باشد . و نيز از گرمابه بيامده بامداد با موى تر پيش خداوندان نشايد رفتن كه بىادبى باشد . و همچنين با موى تر بسلام مردمان محتشم شرط نباشد رفتن . و نفع و ضرّ گرمابه اينست كه گفتم . امّا در گرمابه از آب خوردن و فقاع خوردن پرهيز كن كه سخت زيان دارد و استسقا آورد مگر « 6 » سخت محرور « 7 » بود ، آنگه روا باشد كه اندكى بخورد تشنگى و شكستن خمار را .
هامش
( 1 ) - بقياس ل و ن افزوده شد
( 2 ) - بقياس ل و ن و ب افزوده شد ، چنين است پ
( 3 ) - بقياس ل و ن و ب و پ افزوده شد
( 4 ) - ل و ب افزوده : هم بران ترتيب بياى ( ب : بيا ) كه رفته باشى ( ب : در رفته باشى )
( 5 ) - ن افزوده : را
( 6 ) - ل و ب افزوده : مرد
( 7 ) - ن و ب و پ : مخمور ، رك . تعليقات