تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
پدر من امير وشمگير بن زيار « 1 » و يكى پسر عمّ من امير شرف المعالى ؛ پس بگذار تا كهتران تو بتازند و تو متاز مگر پيش پادشاهى بزرگ باشى ، آنگه نام جستن و خويشتن نمودن را روا باشد . پس اگر نخجير دوست دارى بنخجير يوز و باز و چرغ و شاهين و سگ مشغول باش ، تا هم نخجير كرده باشى و هم بيم مخاطره نبود و آنچه بگيرى بكارى باز آيد كه نه گوشت سباع خوردن را شايد و نه پوست او پوشيدن را . پس اگر نخجير باز كنى ( 41 پ ) پادشاهان از دو گونه كنند : ملوك خوراسان بدست خود باز نپرانند و ملوك عراق را رسميست كه بدست خود پرانند و هر دو گونه رواست . تو اگر پادشاه نباشى چنان كه اشتهاى تو باشد همىكن ، پس اگر پادشاه باشى و خواهى كه بدست خود پرانى رواست . امّا هيچ بازى را بيش « 2 » يك بار مپران كه پادشاه را نشايد كه باز دو بار پراند ، يك بار بپران و نظاره همىكن ، اگر صيد گيرد و اگر نه ، بازى ديگر بستان تا بازدار « 3 » خود بطلب آن برود [ كه مقصود پادشاه از نخجير بايد كه تماشا بود ] « 4 » نه طلب طعمه « 5 » . اگر پادشاه بسگ نخجير گيرد پادشاه را مجر « 6 » سگ نبايد گرفتن بايد كه بندگان در پيش وى مىگشايند وى نظاره مىكند . امّا پس نخجير اسب متاز . اگر نخجير يوزكنى البته يوز بر كفل اسب خويش منشان كه هم زشت بود ترا كار يوز داران كردن و هم در شرط خرد نيست سباعى را در پس قفاى خويش گرفتن ، خاصه ملوك را ، اينست شرط نخجير كردن .
هامش
( 1 ) - در اصل : زياد ( 2 ) - ن افزوده : از ( 3 ) - در اصل : باز دارد ، بقياس ل و ب اصلاح شد ( 4 ) - بقياس ل و ب افزوده شد ، چنين است ن و پ ( 5 ) - ل مطبخنه ؛ ب : مطبخه ( 6 ) - چنين است ل و پ ، ن و ب : ندارد
قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 95 | عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير / غلامحسين يوسفي