ذكر حب النسيم
حبّات او خرد باشند ، و به حجم مثل حبّة الخضرا اعنى سرخ فام ، درشتحبّ ، طيب رايحه . به طيب نساء درآيد . از سفالهء هند خيزد .
فاغره
حبّات فاغره مثل حبّات حمّص باشند ، و قشر مثل قشر حبّ المحلب . در جوف او حبّى مثل حبّات فلفل صلب مجس شديد السّواد و قشور آن ( غبرا بود مفتق الافواه ) . « 1 » در سحق بويش به رايحهء اترج ( ماند ) « 1 » . [
a
54 ]
ذكر ورس
ورس از بلاد يمن خيزد . اجود آن شديد الحمره خوانند ، و دون او سفيد باشد ، به حبّات ماش سياه ماننده ، و غشّ آن نجاره و الوان حشايش .
ذكر سياداوران
و آن درختى است عفن مدقوق ، مشابه لون مشك طومسى باشد نرم بوى ، و باشد كى به عود قمارى مطرّا كنند . و تطريهء او مانند تطريها نبود . آب صافى او بگيرند و عود درو فرغارند تا آب بخورد .
ذكر سليخه
از پوست درختى است كى از ناحيت هند آورند .
پوستى سرخ صلب خوشبوى بود ، مصلح طيب نسا و سعد و ورد احمر و حبّ محلب و مثل اين اجناس و نيك و بد آن ، و ادهان و مياه مختلفه و تصبيغات و ادويه و افاويه به تركيبات
هامش
( 1 ) - داخل دو كمان از نسخهء موزهء بريتانيا نقل شد ، در نسخهء اصل به علت پارگى لبهء صفحه عبارت ناقص است .