بگسترد و باز تور بر آتش نهد ، و همچنان قدرى عنبر بگدازد و تا سه بار اين عمل بكند تا آن نيم مثقال عنبر را به سه بار بگدازد تا عود مغرّق نباشد . و تطريه به انواع بود ، چون عود مطرّا به سكّ و غير آن ، و اللّه اعلم .
فصل در صفت تركيب مجمرات
عود را مثل درمها در غلظ بتراشند و سوراخهاى بسيار درو كنند ، و مشك مسحوق به آب صمغ يا به سكّ بسرشند و به ماميسوسن جمع كنند و به كافور سحق و به آب صمغ جمع كنند و بنگ محمّض و سكّ و زعفران مطحون ، و از قشور عود پاره [ اى ] به مشك و آب صمغ معجون كنند و پارهاى به سكّ و پارهاى به عنبر و پارهاى به گلاب و كافور [
b
53 ] و پارهاى به زعفران ، و بايد كه مشك و عنبر بر ساير اجناس غالب باشند .
صفت مجمرى زعفران خفيف المؤنه
بنگ محيّر مقطوع مثل پارهاى « 1 » تطريه و طبخ كنند به گلاب مخلوط به ماميسوسن و سكّ مشك و قدرى كافور ، و چون آب بخورد از آتش فرو گيرند و بگسترانند تا نيك خشك شود .
پس وقيه [ اى ] ازين بنگ معالج مطرّا كنند به دو مثقال زعفران و از سكّ و كافور هريك نيم مثقال .
و اگر جمرى خواهند به دو ثلث سكّ و ثلث زعفران تطريه كنند به قاعدهء آنف در غايت طيب باشد .
صفت مجمرى صندلى با تطريه
به مقدّمه ذكر صندل كرده شد كه چگونه در انبيق
هامش
( 1 ) - محتمل است اينجا كلمهاى افتاده باشد ( م . مينوى ) .