عمل روغن بنفشه
و آن دو لون باشد : يكى از ادويه و استشفا به دو ، و دوم از بهر تمزيج ادهان به او .
امّا مصلح اعلا آن بود كه روغن سمسم در برنيهء آبگينه و بنفشهء غضّ درو انداخته ، چه روغن بنفشه بسيار تحمّل نكند و گنده و كريه رايحه شود . پس اوراق دون قضبان بگيرند و در آفتاب خشك كنند و در قدر پاك بپزند . روغنى سبز بلا رايحه برون آيد كه مستشفى صاحب حرارت باشد كى با شكر سليمانى بخورد ، و صدر و سينهء يابس را نيكو بود .
و امّا آنچ مصلح تمزيج و تطييب باشد و او مختار است ، و مصلح تمزيج حمّامات و لخالخ ساهريه و خلوق مساجد و بارد لطيف است . نافع قروح امعاء [
b
54 ] و تسكين حرارت و خواب معتدلآورنده و سكون صداع و سعال و مسهل صفرا .
عمل روغن گل
و آن دو گونه بود : اوّل آنك سمسم و گل در موضعى كى حرارت آفتاب نباشد بگسترانند و گل حنى غضّ در روغن كنند و در آفتاب بنهند ، و به هر دو روز اوراق نو كنند ، و سر بسته ده روز در آفتاب گرم نهند و احيانا به سطام مىجنبانند تا متحشحش گردد به اوراق گل ، و به خرقهء صفيق صافى صاف كنند ، و در حمّامات استعمال نمايند و در مرهمها و جراحات . « 1 »
صفت روغن بلسان
قوى رايحه بود و بر آتش خوش خاصّه در لخلخهء سياه و مختار در ندّ فاخر و ساير الوان ، مگر آنك زيادت از وزن
هامش
( 1 ) - نوع دوم را نگفته است . ( م . مينوى )