دمد ، و آن سياه باشد ، و ازرق قوىتر و بهتر باشد .
و قرفهء ثانى بوى او مشابه بوى كافور باشد .
و قرفهء ثالث ادنى است ، غليظ قشر . بويش مشابه رايحهء دارصينى ملايم جوارشنات .
فامّا دارصينى - بهترين آن رقيق باشد ، سرخ زردفام .
به مزيدن ذوق حلوا دارد كه گوئيا عسلى است ، و مصلح طبيخ و همه چيزها .
ذكر هرنوه
حبّى است مدوّر زرد مثل فلفل غير حلو ، مشابه بوى عود هندى ، از سفالهء هند خيزد . در طيب آتشها بد بود .
ذكر قاقله
حبوب او مثل حبّات غار باشد . بد رايحه بود . به رايحهء كافور و غار ماننده بود ، و به نادر مثل حبّات حمّص افتد ، و او واسطه بود ميان آخر برودت و اوّل درجهء حرارت . معده را نيكو بود .
ذكر كبابه
مدوّر مثل فلفل ، مشابه به رايحهء سيسنبر ، و در دهان شكسته مثل سردى طبر خون باشد . سياهلون ، حبّاتش اقلّ از حبّات هرنوه ، و باحرارتتر از قاقله . مسنون را نيكو بود . در اشنان استعمال كنند .
ذكر هال بوا و هيل بوا
هر دو يكىاند ، و او مثل قاقله بود ، مگر حبّات او ادقّ باشد از حب قاقله ، و در رايحه مقارب آن . نرم بوى بود ، و معده را نافع و قوّتدهنده .