به آتش .
و ازو جنسى را ميعهء سائله گويند .
و جنسى ديگر را ميعة الحمرا خوانند ، و آن صافى و خوش رايحه باشد كى گوئيا ازو نفحهء ورق الغار مىدمد
و نوع آخر را ميعهء بيضا گويند . آن را از اصل عرق چوب برون آورند ، و آن مانند علكى است خوشبوى . آن را ميعهء عنبرى نيز گويند .
و از آن جنسى بود كه ميعهء مشك خوانند ، دون عنبرى و حمرا در لون و بوى ، و درو اندكمايه از رقيّتى باشد .
و ازو جنسى بود اشهب شديد البياض كى ثفل ميعهء حمرا باشد ، و غشوش آن بسيارست ، چون بان سوختهء مدقوق و عسل و دوشاب و دقيق و غير آن ، آن را به منخل ميانه ببيزند .
ذكر لبنى رمان
آن يك جنس است و صمغ درختى از ديار هند ، و بهترش آن است كى با سرخى زند [
a
47 ] و آن علكى است ، و از براى آن او را لبنى رمّان خوانند كى آن را به ماء الرّمان حلو جمع كنند ، بايد كه جريش الطّحن باشد .
ذكر سندروس
و آن به آتش « 1 » جامدست . پس بايد كه سحق و نخل آن به حرير ابريشم نرم كنند ، و همچنين علك رومى ، اگر اندك بود به غايت خرد كنند ، و اگر بيشتر باشد بايد كه سحق و طحن او اخشن و اجرش باشد .
هامش
( 1 ) - در اصل : ؟ ؟ ؟ اش .