و آن خوش و نيكوست و معمول از زيت ، و صلاحيت غاليه ندارد مگر مسح را .
و بهترين آن است كى غاليه را شايد و آن معمول است از حبّ بان خالص كى درو از رايحهء افاويه چيزى نباشد ، و اگر باشد علاج آن به مشك و سكّ فايق و عود هندى باشد ، و آنچ مشاكل اينها بود .
و افاويه آن بسيارند ، مثل زرنب و فلنجه و صندل و قرنفل و بسباسه و جوز بوا كه اينها همه مقطع بوى مشك باشند .
و بهترين آن معمول است از حبّ البان كى مشتبه است به حبّ فستق ، و مختار او رزين بالغ اسود بود . بكوبند و ببيزند و در آب بر سر آتش نيك بجوشانند تا هرچ روغن باشد بر سر آب آيد . بگيرند و باز بجوشانند تا از آب پاك شود و روغن صافى بماند . آن را به مشك و عنبر بپرورند .
صفت پروردن بان
به هريك من از روغن بان دو مثقال مشك و مثقالى عنبر بستانند و عنبر را در ميان آن روغن بگدازند بر سر آتش ، و مشك سوده بر وى طرح كنند و با او نيكو بياميزند و بگذارند تا سالى به او برآيد . روغنبان پاكيزه شود كه غاليهها را صالح بود ، و ناپرورده داروها را شايد همچنان كار فرمودن .
صفت بان زيتى
فراگيرند سيصد درم زيت نو نيكو مغسول و با ماء منقوع در قدر ريزند ، مثل ثلث قدر ، و طرح كنند بر وى دوازده درم فلنجه ، و دو درم قرنفل ، و يك درم بسباسه ، و يك درم سليخه ،