و همچنين اگر معالجهء صندل خواهند تا در طيب تركيب كنند صندل مقاصرى به گاز پاره كنند و در قرع و انبيق نهند با اندكمايه عود مسحوق و سكّ صينى و زعفران شعر مقطّع و قرنفل و قدرى كافور و ثلث آن گلاب جورى تا از قرع به انبيق و از انبيق به قابلهء تقطير ازو عرقى مصندل فرو آيد از ماء الخلوق خوشتر .
و ثفل صندل به نضوح حمّام سازند . ازين صندل معالج چون بر آتش نهند ازو رايحهء عجيب دمد .
و اگر اين صندل را به تطريه خوش كنند و معنبر گردانند قائم مقام عود قمارى طرى باشد .
ذكر ضرو « 1 » و لادن
ضرو صمغى است كى از بلاد يمن مىخيزد از درخت كمكام كه با سرخى و سياهى زند . بخورات ازو گشاده و خوش شوند . به طيب النّسا درآيد .
و معرفت لادن به مقدّمه تقديم يافت .
و ضرو و لادن و لبنى علكى مصموغاند كه آتش زود در آن افتد . امّا لادن اقواست و زود احتراقتر از لبنى رمّان ، پس ضرو .
و ضرو را نيكو بكوبند و آنچ به برمكى درآيد بايد كه جريش الطّحن بود .
اللبنى اليابس و السايل و هى الميعة
لبنى شجرى است ، و يابس ازو لحاء و قشور صمغ اوست ، وسايل از چوب او مستخرج است ، همچنانك استخراج قطران
هامش
( 1 ) - اصل : در همه موارد صرو .