باب سوم در معرفت ادويه و افاويه كه در انواع عطرها به كار دارند از ميانه فروتر
مثل خشب الكافور و قسط و بنگ و اظفار و ضرو « 1 » و لبنى يابس وسايل معروف به ميعهء سايله و لبنى رمّان و سندروس و مصطكى و سك و الوان او .
اما اجناس اربعه كه فحول طيباند به ماء القراح جمع كنند ، و گلاب صافى جورى و سك المسك معجون به عنبر و شراب عتيق مطيّب به افاويه و ميسوسن معمول خوش و اجناس متوسّط و ادنى به ماورد و رامك مطيّب به افاويه و به شكر و عسل و ماء الرّياحين مثل مرزنجوش و نمام و آس رطب و فرنجمشك و ماء قشور رمّان و سفرجل و تفّاح و لبنى سايلهء سفيد طرى جمع كنند ، و باشد كه به آب صمغ گدازنده جمع كنند ، و با هر جنس از مقادير اين اخلاط در صلابت و يبوست و خاصيّت و منفعت كى بر صاحب عطر معرفت و تمييز آن واجب باشد ياد كنيم به حدّى كه احتمال صلاحيت آن كند تا آنچ بر آتش صلب و قوى باشد در دقّ و نخل و تهياء آن استقصاى بليغ نمايند ، و آنچ بقاى آن بر آتش ضعيف بود در سحق و تهياء آن تأكيد نكند .
و اگر كافور و عود و اظفار در سحق يكسان باشند و عطّار ميان متين و صلب در دقّ و نخل تمييز نكند چون بر آتش
هامش
( 1 ) - اصل : صرو