مىكنند .
و باشد كه بسيارى اصداف را بگشايند و يك دانه مرواريد نيابند ، به حضور مشرفان حكّام وقت ، و شايد كه دانههاى بزرگ باشد ، و آنچ از دانگى يا بيشتر باشد امير ولايت را باشد و فرود آن غوّاص را . و آنچ بماند از دانه شمار « نرم » خوانند .
و عادت چنان است كى نرم را به استير فروشند ، و استيرى كه « نرم » بدان حساب كنند نه درمسنگ باشد .
و مرواريد يا دانهشمار باشد ، يا وزنى ، يا قرزمى ، يا نيم روى ، و هرچ از نيم دانگ سنگ باشد تا غايت نهايت وزن آن را به اصطلاح جوهريان « دانه » خوانند .
و جوهريان سواحل را سيزده غربال باشد در درون يكديگر ، طبقه طبقه نهاده ، از پوست آهو يا مس و ثقبهاى آن را به كورسنب مدّور سفته .
آنچ به زير غربال اوّل فرورود آن را « نرم » خوانند ، و حاصل بالاى غربال را مثاقيل .
و درجهء ادنى در صغر خاك مرواريدست ، و خاك آن است كى از غايت صغر ثقب نتوان كرد . آن را در مفرّحات و داروى چشم به كار دارند .
و بالاى خاك كرى است و كرى مرواريدى را گويند كه از خاك اندكمايه بهتر باشد ، چنانك احتمال سفتن دارد .
و بعد از آن سىاى ، و بعد از آن چهلى ، و بعد از آن پنجاهى ، بعد از آن هشتادى ، بعد از آن صدى .
و معنى اين مقدار آن است كى سى درمسنگ مرواريد
عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى ) — صفحة 91
مساهمون: ايرج افشار
ص٩١