بى قيمت باشد .
و هرصدف كى در دريا بميرد و موج آن را به كنار اندازد متغيّر و فاسد گردد .
و اگر موج آن را به ساحل افگند و آفتاب درو تأثير كند عفن گردد و كرم در وى افتد مخوف و زرد و معيوب باشد ، و زيادت قيمتى ندارد .
فصل در ذكر مغاصات
زمين مغاصات بعضى سنگ باشد و برخى لوش « 1 » .
و هر صدفى كى مجاور زمين لوش باشد مرواريد آن سياه آب بود .
و بيشتر مغاصات بحرين و خارك را زمين رمل است سفيد مثل سنگ گچ ، بدين سبب لؤلؤ آن زمين اكثر سفيد و آبدار بود .
و دورترين مغاصات بيست پيما « 2 » يا سى يا چهل « 3 » باشد ، و پيما تقريبا دو سه گز باشد ، و ادنى آن پنج پيما بود .
و در آن زمين نهنگ [ و ] وال فراوان باشد كى قصد مردم كند .
و به بعضى مواضع ابتداى غوص از آن وقت باشد كى آفتاب از منتصف برج حمل به نيمهء برج ميزان آيد ، بدان سبب كى دريا درين مدّت ساكن باشد . و به فصل خزان و زمستان
هامش
( 1 ) - اصل : كوش ، تصيحح مبتنى بر تنسوخنامه است . براى سبب رجحان در برگزيدن وجه مذكور در متن به تعليقات نگاه كنيد .
( 2 ) - اين كلمه در همه موارد در نسخهء اصل بدون نقطه است و در نسخهء ديگر مورخ 991 و تنسوخنامه « بيما » آمده است .
( 3 ) - در حاشيه اضافه دارد : « از هشت تا چهل باشد »