تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
رنگ رغبت بيشتر نمايند . پس هر مرواريد كه سفيد و آبدار و برّاق و با طراوت باشد و به ستاره ماند و درين اوصاف به درجهء كمال رسيده آن را شاه‌وار و نجم و عيون و خوشاب و مدحرج گويند ، و به اصطلاح جوهريان مدحرج را غلتان گويند و آن سفيدى باشد به رنگ شير بام . و اين اسامى هريك به طريق استعارتى است : چنانك شاه‌وار از بهر آن گويند كه اوصاف كمال درو جمع باشند . و غلتان را براى آن گويند كه بر كف دست قرار نگيرد از غايت استدارت . و نجم را تشبيه به ستاره كنند . و عيون مشبّه به چشمهء خورشيد از غايت استنارت و روشنى . و خوشاب ازيرا گويند كه سفيد و روشن و آبدار بود . و مقابل و ضدّ اينها سياه آب و خشكاب و سرخاب باشد . « * » و اختلاف رنگها ناپسنديده بود ، چنانك بر مرواريد سفيد نشان زرد باشد يا بر زرد علامتى سفيد ، و همچنين در ديگر الوان مختلف . [
a
18 ] و آن اسامى كى به اعتبار شكل است اين است : پس هرچ را اندكمايه پهنى باشد عنبى خوانند مشبّه به دانهء انگور . و هرچ مدوّر باشد و يك نصف او مسطّح آن را « قاعد » و فوفلى گويند .
هامش
* - ازينجا تا انتهاى سطر هجدهم در حاشيه تحرير شده است .