تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
منهىّ عنه باشد ، علوم فلاسفه به طريق اولى منهى عنه باشد . و بر شيخ الاسلام واجب است كه اگر كسى را داند كه به تعليم و تعلّم علوم فلاسفه مشغول است او را منع كند ، و از وظائف مدارس اسلام و منافع مصالح مسلمين البته او را محروم سازد ، و در ايذا و تحقير او مبالغتى لايق بنمايد ، بحدّى كه او از آن امر منزجر گردد ، و از اشتغال بدان مرتدع شود ، و به علوم شرعيّه ميل كند . چون قواعد مذكوره در تعليم و تعلّم بجا آورد ، بايد كه از احوال طالب علمان باخبر باشد ، و در هر مدرسه از مدارس ، امامى معيّن گرداند و طالب علمان را به حضور جماعت البته مكلّف سازد ، و راصدان بر ايشان بگمارد كه مراقبت تعطيل و خلوات ايشان كنند . و اگر از يكى ، حاشا ، تفرّس فسقى يا منكرى نمايد ، او را به محتسب سپارد تا زجرى بليغ كند ، و به تشهير و تأديب و قطع وظيفه و تحقير و ايذا البته او را انگشت‌نما سازد ، بلكه بنفى از بلده تعزير كند ، تا ديگران از حال او عبرت گيرند . و چون از ايشان صلاح و عبادت و حضور جماعات و ترك منكرات تفرّس كند ، در تعظيم ايشان مبالغت كند و در وظائف و منافع ايشان افزايد . چون در امر مدارس و طلبه بدين نوع عمل واقع شود ، عنقريب علماء ديندار پيدا شوند ، و طالب علمان از مرتبهء طلب به مرتبهء كمال گرايند ، و استحقاق قضا و افتا و تدريس و اعادت در ايشان پيدا شود . چون اين مراتب پيدا كند حال ايشان را به عرض پادشاه رساند ، تا پادشاه از جملهء ايشان هر كه را استحقاق منصبى باشد در ممالك به دو رجوع كند . و چون در اطراف ممالك مهمّات شرعى را مردم اهل تصدى نمايند ، هر آينه رونق علم شرع پيدا شود ، و چراغ دين افروخته گردد . و چون پادشاه به تعيين شيخ الاسلام كه اعلم العلما است اقدام نمود ، و او برحسب مذكور عمل كرد ، پادشاه از عهدهء حفظ علوم شريعت بيرون آمد و از عصيان در آن قسم ان شاء اللّه دور شد . بعد از آن او را به حفظ شريعت من حيث - العمل اقدام بايد نمود . و بقيّت اين كتاب تمامى متضمن بيان آن چيزى است كه پادشاه چون در حفظ شريعت من حيث العمل بدان قيام نمايد ، از عهدهء واجب