كه صاحب قريحهاى باشد كه بدان قريحه عادات مردم را بداند ، زيرا كه بعضى از احكام هست كه بناء آن بر عرف و عادت است . اين است سخن صاحب « هدايه » .
و در « نهايه » گفته : مراد از اين سخن آن است كه مجتهد دو كساند :
يكى آنكه مشهور به علم حديث باشد ، چنانچه او را صاحب حديث توان گفت ، و علما و ارباب خبرت او را در علم حديث مسلّم دارند ، بنابر مهارت او در اصول و فروع آن ، و مع ذلك او را معرفت به علم فقه باشد ، به حيثيتى كه استنباط احكام فرعيّه از ادلّهء اصوليّهء تفصيليّه تواند كرد . دوم آنكه مشهور به فقه باشد ، چنانچه او را صاحب فقه توان گفت ، و مع ذلك معرفت حديث و اقسام آن داشته باشد . و بعضى گفتهاند كه بههمين اكتفا نتوان كرد ، بلكه بايد كه جودت طبع كه عبارت از قريحه است او را باشد كه عرف و عادت داند ، زيرا كه بسيارى از احكام شرع مبنى بر عرف و عادت است ، همچو ايمان كه مدار در آن بر عرف است ، اين است سخن صاحب نهايه .
و در « صنوان الافتاء حنفيّه » گويد : امّا شرط بازگشتن شخص مجتهد ، شيخ الاسلام ركن الدين اللامشى الحنفى رحمه اللّه گفته آن است كه شخصى بداند از كتاب و سنّت آنچه متعلق است به او احكام شرعيه ، نه آنچه متعلق است به او قصّهها و موعظهها . و شرطى ديگر آن كه عالم باشد به معانى خطابات شرع ، و اين به معرفت اقسام كتاب و مصادر و موارد او حاصل مىگردد . و شرطى ديگر آن است كه عالم باشد به وجوه عمل به كتاب و سنّت و قياس . فامّا معرفت فروع مستخرجه به رأيهاى مجتهدان شرط نيست .
و شيخ الاسلام شمس الائمه سرخسى گفته : هرگاه كه « مبسوط » را حفظ كند و مذاهب متقدمان بداند ، او را مىرسد كه اجتهاد كند .
و بعضى گويند كه شرط مجتهد آن است كه انواع حجتهاى شرعيّه و عقليّه كه موجب علم است داند ، و اسباب شرايع از اصول دين و فروع او از عبادات موقّته و غير موقّته و كفّارات و حدود و معاملات و احكامى كه حق اللّه است در منازل خود از فرايض و واجبات و سنن و نوافل و رخصتها و عزيمتها ، و معنى و
سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 101
مساهمون: فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
ص١٠١