مخصوص سازد ، به مرتبهاى كه طالبان علم از آن منافست كنند و در ترقى و يافتن آن منفعت ساعى باشند . و اگر بعد از امتحان قصورى يا وقوفى يابد ، از سبب آن قصور سؤال كند ، و در كشف آن مبالغت نمايد . و اگر سبب ، تقصير مدرّس و معيد بوده باشد در تعليم و اعادت ايشان را ، به ترك تعليم و مساهلت در آن ، مؤاخذهء شديد نمايد ، بلكه به استرداد وظيفه و تعزير و ايذا ممتحن سازد ، تا اهمال در حق طلبه ننمايند . و اگر سبب آن ، تقصير طالب علم بوده باشد ، اولا او را به لطف ارشاد كند ، و بر طلب ترقى تحريض نمايد ؛ و اگر اهمال مكرر شود زجر كند ، و اگر اصرار نمايد از وظيفه اخراج كند . و اگر سبب ، قصور فهم او باشد ، و عدم مناسبت او با آن علم كه در صدد مطالعه و قراءت آن است ، احتياط را تجديد كند كه به كدام علم مناسبت او بيشتر است ، او را بدان مدرّس سپارد كه آن علم را تعليم مىكند .
و نزد علما علوم شرعيّه معلوم است كه كدام است . و على الاجمال علوم شرعيّه سه قسم است :
قسم اول آنكه او را علم شرع گويند ، و آن حديث و تفسير و فقه است .
قسم دوم آنكه آن را علوم شرعيّه گويند بواسطهء آن كه شرع را به دو توقف است ، و آن نسبت با علوم شرع اصول است ، و آن دو علم است : علم اصول كلام و علم اصول فقه و خلاف .
قسم سيوم آنكه تعلّم اين علوم بواسطهء آنكه شريعت عربى است و كتاب و سنت برآن زبان وارد شده ، به دو موقوف است ، و او به مثابهء آلت است . و آن علوم عربيّهء أدبيّه است همچو نحو و صرف و اشتقاق و معانى و بيان و بديع و آنچه ازين باب باشد .
و امّا آنچه وراى اين سه قسم است از علوم فلاسفه است . و از آن جمله طبّ و اندكى از حساب و منطق محتاج اليه است . امّا طبّ جهت صحت ابدان ، بنابرآن كه تداوى سنّت است . و امّا حساب بواسطهء احتياج بعضى ابواب فقه به جبر و مقابله و بعضى اعمال حسابى . و امّا منطق بواسطهء آن كه در مباحث نظر و
سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 97
مساهمون: فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
ص٩٧