تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
معرفت صحت و فساد آن به دو احتياج است . و علماى كلام ، منطق را بقدرى كه ضرورى است از جملهء كلام گردانيده‌اند ، تا اعلاى علوم شرعيّه محتاج به علمى ديگر نباشد . پس در منطق بدانچه علماى كلام نوشته‌اند از مختصرات اكتفا بايد نمود ، و تعمّق زيادت در آن از مقدار ضرورى محظور و ناسزاست و منع از آن واجب . و امّا علم طبّ اشتغال بدان به قدر ضرورت علاج ممنوع نيست . و امّا حساب آنچه از آن ضرورى است علما در ابواب فقه بيان كرده‌اند . پس احتياج به كتب فلاسفه نيست ، و آن مقدار كه بعضى از علما گويند كه جهت ردّ و ابطال از تعلّم آن گزير نيست ، زيرا كه ردّ بدعت فرض على الكفاية است ، و ردّ موقوف است بر تصوّر آن ، در كتب علماى كلام مذكور است . پس ثابت شد كه اصلا به تعلّم علوم فلاسفه سواى آنچه علماء شريعت آن را داخل علوم خود ساخته‌اند ، اشتغال ضرورى نيست . بنابراين بر شيخ الاسلام واجب باشد كه از تعلّم آن منع كند ، و اصلا نگذارد كه كسى به درس و افادهء آن مشغول گردد كه جميع فسادات كه در اسلام ناشى شده ، منشأ آن اشتهار علوم فلاسفه است . در كتاب « خلاصة الفتاوى حنفيّه » گويد : تعلّم علم كلام و نظر در او از جهت مناظره ، وراى قدر حاجت ، منهىّ عنه است . و تعلّم علوم نجوم قدر آنچه به دو مواقيت صلات و قبله بدانند باكى نيست ، و زيادت بر آن حرام است . و تمويه و حيله در مناظره اگر در او مسترشد و متعلم باشد و تكلّم به طريق انصاف كند بىتعنّت ، مكروه نيست . و همچنين اگر گاهى تكلّم كند بىاسترشاد ، ليكن به طريق انصاف باشد مكروه نيست . و همچنين گويد كه از قاضى الامام شنيدم كه او مىگفت كه هركه قصد او در بحث آن باشد كه خواهد كه خصم را خجل گرداند كافر گردد . و صاحب « خلاصه » گويد كه در بعضى مواضع ديدم كه گفته‌اند كافر نگردد و ليكن خوف كفر هست . اين است سخن صاحب « خلاصه » . و از آنجا مستفاد مىگردد كه مناظرات و بحثها كه در مدارس مىكنند اگر غرض ايشان خجل ساختن خصم باشد ، حرام است . و چون تعلّم علم كلام زيادت از قدر حاجت